تعدادي از احاديث حضرت محمد درباره ي حضرت مهدي عليه السلام

حضرت علي عليه السلام از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود:

 

«افضل العبادة انتظارُ الفرج»

 

برترين عبادت انتظار فرج است

 

كمال الدين ج1 باب 25 ح 6

 

 

پیامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در حجة الوداع- در سرزمین غدیر خم- در برابر بیش از صد و بیست هزار نفر به حضرت مهدي عليه السلام اشاره كردند و فرمودند:

 

ای مردم! به خدا و رسول خدا و نوری كه همراه او نازل شده ایمان بیاورید، پیش از آنكه صورت‌هایی را واژگون كرده به طرف پشت بازگردانیم‌شان. ای مردم! نور خدای تبارك و تعالی در من قرار گرفته، سپس در وجود علی(ع) و پس از آن در نسل او تا قائم آل محمد(ص) كه حق خدا را بازستاند و همه حقوق از دست رفته ما را باز پس گیرد آگاه باشید كه او هر دانشمندی را به دانش و هر نادانی را به جهلش می شناسد. آگاه باشید كه او نهری خروشان از اقیانوسی بی كران می باشد.

بحارالانوار، ج 37

 

 

پیامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم می افزاید:

 

خدای تبارك و تعالی از روزها جمعه را برگزید و از شب ها، شب قدر را، و از ماهها،‌ ماه رمضان را و مرا میان پیامبران و علی را از من، و حسن و حسین را از علی برگزید و از حسن و حسین نُه تن را برگزید كه نهمین آنها قائم آنهاست كه ظاهر و باطن آنهاست.

 

 اثبات الوصیة، ص 225

 

 

معروف بن خربوذ گويد از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مي فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

 

« انما مثل اهل بيتي في هذه الامة مثل نجوم السماء كلما غاب طلع نجم »

مَثَل اهل بيت من در اين امت مثل ستارگان آسمان است هرگاه ستاره اي غايب شود ستاره اي ديگر ظاهر مي شود.

 

كمال الدين ج1 باب 24 ح31

 

 

جابر بن عبدالله انصاري از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود:

 

«المهدي من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي . اشبه الناس بي خَلقا و خُلقا . تكون به غيبة و حيرة تضل فيها الامم. ثم يقبل كالشهاب الثاقب يملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما»

 

مهدی از فرزندان من است. اسم او‏ اسم من و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبیه ترین مردم به من است. برای او غیبت و سیرتی است كه در آن، بسیاری گمراه می شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب می آید و زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد.

 

كمال الدين ج1 باب 25 ح1

 

 

امام باقر عليه السلام از حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم روايت كنند كه فرمود:

 

« طوبي لمن ادرك قائم اهل بيتي و هو ياتم به في غيبته قبل قيامه و يتولي اولياءه و يعادي اعداءه ذلك من رفقايي و ذوي مودتي و اكرم امتي علَيَّ يوم القيامة »

 

خوشا بر احوال كسي كه قائم اهل بيت مرا ادراك كرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد ، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد، چنين كسي در روز قيامت از رفقا و دوستان من و  گراميترين امت من خواهد بود.

 

كمال الدين ج 1 باب 25 ح2

 

امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان عليهم السلام از علي بن ابي طالب عليه السلام در ضمن حديث طولاني كه وصيت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را ذكر مي كند چنين روايت كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي عليه السلام فرمود:

 

« يا علي و اعلم ان اعجب الناس ايمانا و اعظمهم يقينا قوم يكون و في آخر الزمان لم يلحقوا النبي و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد علي بياض »

 

اي علي! بدان شگفت انگيزترين مردم از جهت ايمان و عظيم ترين آنها از روي يقين مردمي هستند كه در آخر الزمان خواهند بود ، پيامبر را نديده اند و از امام نيز محجوبند، اما به سفيدي روي سياهي رقم خورده است ايمان دارند.

 

كمال الدين ج1 باب 25 ح 8

 

 

بعضي از روايات حضرت علي عليه السلام در مورد حضرت مهدي عليه السلام

 

اميرالمونين حضرت علي عليه السلام فرمود:

 

« اللهم انك لا تخلي الارض من حجة لك علي خلقك ظاهر او خاف مغمور لئلا تبطل حججك و بيناتك »

 

بارالها تو زمين را از حجت بر خلق خود خالي نمي گذاري كه او يا ظاهر است و يا ترسان و مستور تا حجت ها و بينات باطل نشود

 

كمال الدين ج1 باب 26 حديث 10

 

اصبغ بن نباته گويد از اميرالمونين عليه السلام شنيدم كه فرمود:

 

«صاحب هذا الامر الشريد الطريد الفريد الوحيد»

 

صاحب اين امر شريد(آواره) و طريد (رانده) فريد(تك) وحيد( تنها) است.

 

 

كمال الدين ج1 باب 26 حديث 13

 

 

مردی خدمت امیر مومنان شرفیاب شد و عرض كرد: از مهدی برای من سخن بگو، حضرت فرمود:

 

« ... آستانه اش از همه گشادتر، دانشش از همه افزون تر و برای خویشاوندانش از همه نیكوتر است. بارالها! بیعت او را پایان بخشِ همه اندوها قرار بده. پراكندگی امت را به دست او به یگانگی مبدل فرما. اگر خداوند چنین روزی را نصیب تو ساخت. چون كوه استوار باش. اگر چنین روزی را درك كردی، به سوی احدی از او روی متاب. اگر به كویش راه یافتی، از او در مگذر.»

 

بحارالانوار، ج 51، ص 115، بشارة الاسلام، ص 52

 

حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید: كسی كه در پی او باشد، اثر او را نمی بیند. هیچ اثر شناسی از او نشانی به دست نیاورد، هر چند در این راه بكوشد. در آن رویدادها قومی ذهن و فكرشان صیقلی شده، همچون صیقل شمشیر به دست آهنگر. دیدگانشان به نور قرآن روشن و گوش هایشان به تفسیر آن مانوس. پس از جام خرد و حكمت كه بامداد به آنان می نوشند شبانگاه نیز سیراب می گرداند.

 

 نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147

 

 

امام زمان عليه السلام در لوح حضرت فاطمه عليها السلام

 

از جابربن عبدالله انصاری نقل شده كه می گوید: خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) شرفیاب شدم. در برابر آن حضرت لوحی بود كه اسامی اوصیاء از نسل او در آن ثبت شده بود. شمردم تعدادشان دوازده تن بود كه آخر آنها قائم(عج) بود. سه تن از آنها به نام محمد، چهار تن به نام علی و ... .

 

 اصول کافی، ج1، بحارالانوار، ج 36، کمال الدین صدوق، ص 311

 

قسمتی از متن لوح:

 

به نام خداوند بخشنده مهربان.

 

این نوشتاری است از جانب خدای عزیز و فرزانه به سوی پیامبر نور، سفیر و راهنمایش محمد(ص) كه آنرا روح الامین از نزد پروردگار جهانیان فرو آورده است. ای محمد! نام های مرا گرامی دار، نعمت های مرا سپاس گوی و آنها را انكار نكن ... من تو را بر همه پیامبران برتری دادم و جانشینت را بر همه اوصیاء برتری بخشیدم و تو را با دو فرزند دلبندت حسن و حسین گرامی داشتم. حسن را- پس از سپری شدن مدت پدرش- معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خود قرار داده مدال شهادت را به او عطا كردم و مدت او را با سعادت پایان دادم كه او سالار شهیدان است ... معیار پاداش و كیفر من، اهل بیت اوست كه نخستین آنها سرور عبادت كنندگان و زینت دوستان گذشته من علی بن الحسین است و آنگاه پسرش- شبیه جد بزرگوارش- محمد است كه شكافنده علوم من و معدن حكمت من می باشد... این سخن از من به حقیقت پیوسته كه جایگاه جعفر را بس بلند گردانم و او را بوسیله دوستان و شیعیانش مسرور نمایم، پس از او فرزندش موسی را برگزیدم كه در عهد او فتنه ای به پا گردد. پس از سپری شدن مدت بنده، دوست و برگزیده ام موسی، در مورد یار و یاورم علی به انكار گرایند... او را اهریمنی گردن‌كش می كشد و در شهری كه بنده شایسته‌ام ذوالقرنین بنا كرده، در كنار بدترین مخلوقاتم به خاك سپرده می شود. این سخن به حقیقت پیوسته كه دیدگاه او را با فرزندش محمد روشن گردانم كه جانشین و وارث علوم اوست. او معدن علوم و محل اسرار من است... نیكبختی او را با فرزندش علی كامل گردانم كه یار و یاور من است و گواه من در میان بندگانم و امین بر وحی من است. از او حسن را پدید آوردم كه دعوت كننده به سوی من و مخزن علوم من است. آنگاه سعادت او را به اوج رساندم با فرزندش «م ح م د» كه رحمت است برای جهانیان. كمال موسی، شوكت عیسی و شكیبایی ایوب با اوست... .

 

 

حدیث شریف لوح که در غالب کتابهای حدیثی نقل شده است، از جمله: اصول کافی، ج 1، بحارالانوار، ج 36، غیبت نعمانی، ص 30

 

 

امام حسن مجتبی عليه السلام فرمود:

 همه خیرها در آن زمان است، زیرا قائم ما قیام می كند و همه این حوادث را از بین می برد.

 

 

 
 

امام حسین عليه السلام می فرماید:

 «منا اثنا عشر مهديّا اولهم اميرالمومنين علي بن ابي طالب و آخرهم التاسع من ولدي و هو الامام القائم بالحق يحيي الله به الارض بعد موتها و يظهر به دين الحق علي الدين كله و لو كره المشركون له غيبة يرتد فيها اقوام و يثبت فيها علي دين اخرون، فيوذن و يقال لهم « متي هذا الوعد ان كنتم صادقين»  اما ان صابر في غيبة علي الاذي و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله»

 دوازده مهدی از ما است كه نخستین آنان علی بن ابیطالب و آخرین آنها نهمین فرزند من است كه امام قائم به حق است. خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده می كند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند. برای او غیبتی است كه گروه هایی در آن، از دین برمی گردند و گروه‌هایی دیگر بر آئین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند، به آنها گفته می شود این وعده كی واقع خواهد شد اگر راست می گویید.  آنانكه بر این آزارها و تكذیب ها صبر كنند مانند كسی هستند كه شمشیر به دست گرفته در پیشاپیش رسول اكرم صلي الله عليه و آله جهاد كند.

 

كمال الدين ج1 باب 30 ح 3

 

 
قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین (عَلَیْهِ السَّلام) : إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَهَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَدیدِ، وَجَعَلَ قُوَّهَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّهَ أرْبَعینَ رَجُلاً

امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مى دارد ودل هاى ایشان را همانند قطعه آهن محكم مى نماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.

خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12. به نقل از سایت اندیشه قم

 

و فرمود:

در قائم ما چند سنت از سنت های انبیاء همچون آدم، نوح، ابراهیم، عیسی، یوسف، ایوب و محمد(ص) است. از آدم و نوح طول عمر است.از ابراهیم ولادت پنهانی است. از موسی ترس و غیبت است. از عیسی اختلاف آرا و نظرات مردم پس از اوست. از ایوب گشایش و فرج بعد از امتحان است و از محمد(ص) خروج با شمشیر است.

 اصول کافی، ج 1

و فرموده اند:

«من ثبت علي موالاتنا (1) في غيبة قائمنا اعطاه الله عزوجل اجر الف شهيد من شهدا بدر و احد»

 كسي كه در غيبت قائم ما بر موالات ما پايدار بماند خداي تعالي اجر هزار شهيد از شهداي بدر و احد به وي عطا فرمايد

 
 

منتظران مژده باد

امام باقر علیه‏السلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط ‏بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مى‏دهد كه «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِكَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَكُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِى‏ءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(كمال الدین، ج 1، ص 330.) ؛ بر مردم زمانى مى‏آید كه امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان ‏كه در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل‌بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! كمترین پاداشى كه به آنان مى‏رسد، این است كه خداى متعال خطابشان مى‏كند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق كردید. پس بر شما مژده باد كه بهترین پاداش من در انتظارتان است.»

امام باقر علیه السلام فرمود: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.

آن ‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مى‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیك و شایسته‏تان را مى‏پذیرم و از كردار ناپسندتان عفو مى‏كنم و به خاطر شما سایر گنهكاران را مى‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مى‏كنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناك خود را به مردم نافرمان نازل مى‏كردم.»( كمال الدین، ج 1، ص 330.)

یاران وفادار

پیشواى پنجم علیه‏السلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیه‏السلام كه در زمان غیبت، خود را براى شركت در قیام جهانى آن حضرت آماده مى‏كنند، به ابو خالد كابلى فرمود: «من به گروهى مى‏نگرم كه در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مى‏خیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حكومت الهى تلاش مى‏كنند. بارها از متولیان حكومت اجراء حق را خواستار مى‏شوند، امّا با بى‏اعتنایى مسئولین مواجه مى‏شوند. وقتى كه وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مى‏نهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواسته‏شان اصرار مى‏ورزند تا این كه سردمداران حكومت نمى‏پذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مى‏گردند و كسى نمى‏تواند جلوگیرشان شود. این حق‏جویان وقتى كه حكومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیه‏السلام به كس دیگرى نمى‏سپارند. كشته‏هاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مى‏شوند.»

در اینجا امام باقر علیه‏السلام به ابو خالد كابلى جمله‏اى زیبا فرمود كه مى‏تواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.

آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَكْتُ ذلِكَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ(غیبت نعمانى، ص 273.) ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.»

امام در مورد یاران امام زمان علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیه‏السلام مى‏آیند كه پنجاه نفر از آنان زن مى‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مى‏شوند.

امام پنجم علیه‏السلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیه‏السلام به آیه‏اى از قرآن استناد كرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْكُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ كانَ وَعْدا مَفْعُولاً»( اسراء / 5.) ؛ «هنگامى كه نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیكارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏انگیزیم [تا شما را سخت درهم كوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانه‏ها را جستجو مى‏كنند و این وعده‏اى است قطعى.» فرمود:

«این بندگان پیكارجو و مقاوم كه به طرفدارى از حق به پا مى‏خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»( تفسیر عیاشى، ج 2، ص 281.)

 

جهان در آستانه ظهور

در آستانه ظهور حضرت مهدى علیه‏السلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود مى‏رسد و ظلم و ناعدالتى، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر كس و حكومتى ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و نداى عدالتى مى‏گردند كه آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستكبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنه‏انگیز و فرصت طلب به تنگ مى‏آیند كه شب و روز آرزوى قیام منادى عدالت را در سر مى‏پرورانند. حضرت امام باقر علیه‏السلام فضاى تاریك جهان قبل از ظهور را این‏گونه بیان مى‏كند:

«لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَ طاعُونٍ قَبْلَ ذلِكَ وَ سَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَ تشْتیتٍ فى دینِهِمْ وَ تَغْییرٍ فى حالِهِمْ حَتّى یَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَ مَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَرى مِنْ كَلْبِ النّاسِ وَ اَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا(بحارالانوار، ج 52، ص 230.)؛ حضرت قائم علیه‏السلام قیام نمى‏كند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزله‏ها و فتنه و بلایى كه بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مى‏شوند.

آن‏گاه شمشیر برنده میان اعراب حاكم مى‏شود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونى احوالشان به اوج مى‏رسد؛ به‏ گونه‏اى كه هر كس بر اثر مشاهده درنده‏خویى و گزندگى‏اى كه در میان برخى از مردم نسبت به بعضى دیگر به وجود مى‏آید، صبح و شام آرزوى مرگ مى‏كند.»

امام آن‏گاه افزود: «وقتى كه یأس و ناامیدى تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بن‏بست احساس كردند، امام غائب علیه‏السلام قیام مى‏كند.»

اقتدار حضرت مهدى علیه‏السلام

براى اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامى لازم است كه موانع عدالت را از میان برداشت و راه آن را هموار كرد؛ زیرا اصحاب زر و زور و تزویر و كسانى كه از در هم ریختگى جامعه در راه ترویج فساد و انحراف بهره مى‏برند، هرگز از عدالت و برنامه‏هاى عادلانه راضى نخواهند بود و با توسل به هر شیوه‏اى در مسیر احقاق حقوق مردم سنگ‏اندازى خواهند كرد. بنابراین، یكى از مهم‏ترین ویژگی‌هاى زمامداران عادل قاطعیت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلى و خارجى است. امام زمان علیه‏السلام نیز با اقتدار كامل مخالفین اسلام و دشمنان عدالت را سركوب خواهد كرد. امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید:

«لَیْسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّیْفِ(بحارالانوار، ج 52، ص354.) ؛ آن حضرت (در سركوب دشمنان قسم خورده‏اش) فقط شمشیر را مى‏شناسد.»

او در قاطعیت همانند جدّش رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله عمل خواهد كرد و به خیانتكاران، كافران و عوامل داخلى دشمن اجازه هیچ‏گونه توطئه‏اى نخواهد داد.

دجّال نیز فتنه‏گرى كذّاب و فریبنده است كه موجى از آشوب و فتنه به پا مى‏كند و بسیارى را با دسیسه‏هاى شیطانى‏اش مى‏فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلى‏اش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مى‏كند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مى‏آیند.

حضرت باقر علیه‏السلام درباره شباهتحضرت مهدى علیه‏السلام به پیامبران الهى مطالبى فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصیاء به حضرت پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله فرموده است: «وَ اَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله فَالْقِیامُ بِالسَّیْفِ وَ تَبْیینُ آثارِهِ ثُمَّ یَضَعُ سَیْفَهُ عَلى عاتِقِهِ ثَمانِیَةَ اَشْهُرٍ فَلا یَزالُ یَقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّى یَرْضَى اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ(كمال الدین، ص 329.)؛ و امّا [شباهت حضرت مهدى علیه‏السلام] به پیامبر اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله قیام با شمشیر است [كه دشمنان لجوج را از میان برمى‏دارد] و آثار آن حضرت را آشكار مى‏كند. آن‏گاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر مى‏برد و همواره با دشمنان خدا مبارزه مى‏كند تا این كه خداوند راضى شود.»

بانوان در دولت مهدوى

بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندى دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژه‏شان خواهد بود؛ یعنى همان رسالتى كه یك زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پاى‏بند خواهد بود. آنچه از روایات بر مى‏آید، آن است كه عده‏اى از كارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفى از یاران نزدیك امام محمد باقر علیه‏السلام به نقل از آن حضرت فرمود:

«وَ یَجِى‏ءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً یَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلى غَیْرِ میعادٍ(بحار الانوار، ج 52، ص 222.)؛ به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیه‏السلام مى‏آیند كه پنجاه نفر از آنان زن مى‏باشند و بدون هیچ‏گونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مى‏شوند.»

روایت دیگرى در این زمینه از ام‌سلمه، همسر رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله از طریق اهل سنت نقل شده است كه پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع یاران حضرت مهدى علیه‏السلام در اطراف آن حضرت مى‏فرماید:

«یَعُوذُ عائِذٌ فِى الْحَرَمِ فَیَجْتَمِعُ النّاسُ اِلَیْهِ كَالطَیْرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَةِ حَتّى یَجْتَمِعَ اِلَیْهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ اَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِ نِسْوَةٌ ...؛ (در زمان ظهور) پناه‏خواهى به حرم خداوند در مكه پناهنده مى‏شود. مردم همانند كبوتران از هر سو به جانب او رو مى‏آورند تا این كه سیصد و چهارده نفر كه عده‏اى از آنان زن هستند، دور او را مى‏گیرند.» و ادامه داد: «و از همان‏ جا خروج مى‏كنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پیروز مى‏گردند و عدل را آن ‏چنان در روى زمین برقرار مى‏سازند كه زندگان آرزو مى‏كنند كه اى كاش مرده‏هایشان نیز از طعم آن عدالت مى‏چشیدند!»( معجم احادیث المهدى علیه‏السلام ، ج 1، ص 501/ المعجم الاوسط، ج 5، ص 334.)

مخالفین دولت مهدوى

سران جبهه باطل معمولاً افرادى خودخواه، متكبر، صاحب صفات ناپسند انسانى هستند كه در مقابل حق خودنمایى مى‏كنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطه‏ورند كه انسان‌هاى حق‏طلب و جلوه‏هاى فضیلت را خطرناك‏ترین دشمنان خویش قلمداد مى‏كنند. به همین جهت، تمام تلاش‌هاى خود را براى نابودى آیین حق و رهبران الهى به كار مى‏گیرند. اما خداوند طبق سنت پایدار خود همواره حق را پیروز گردانیده و دشمنانش را مأیوس و مغلوب كرده است.

قرآن مى‏فرماید: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلآَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْكَرِهَ الْكَـفِرُونَ»( توبه / 32.)؛ «(مخالفین حق)مى‏خواهند نور خدا را با دهان‌هاى خود خاموش كنند، ولى خدا جز این نمى‏خواهد كه نورش را كامل كند؛ هر چند كافران را خوش نیاید.»

در عصر ظهور، تلاش‌هاى زیادى صورت مى‏گیرد تا از استقرار حكومت قائم آل محمد صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله جلوگیرى شود، اما آن حضرت به لطف و مدد الهى، تمام موانع را از میان برمى‏دارد. سفیانى یكى از دشمنان سرسخت حضرت مهدى علیه‏السلام است.

امیرمؤمنان على علیه‏السلام در مورد جنایات وى به كوفیان فرمود: «بدا به حال كوفه! سفیانى چه جنایاتى در آنجا انجام مى‏دهد! به حریم شما تجاوز مى‏كند، كودكان را سر مى‏برد و ناموس شما را هتك مى‏كند.»( یوم الخلاص، ص 93.)

امام ‌باقر علیه‏السلام درباره ویژگی‌هاى این دشمن سرسخت حضرت مهدى علیه‏السلام فرمود: «اگر سفیانى را مشاهده كنى، در واقع پلیدترین مردم را دیده‏اى. وى داراى رنگى بور و سرخ و كبود است. هرگز سر به بندگى خدا فرو نیاورده و مكه و مدینه را ندیده است.»( بحارالانوار، ج 52، ص 354.)

امام باقر علیه‏السلام مى‏فرماید: «گویا من سفیانى (سركرده دشمنان حضرت امام عصر علیه‏السلام) را مى‏بینم كه در زمین‌هاى سرسبز شما در كوفه اقامت گزیده، ندا مى‏دهد كه هر كس سر یك تن از شیعیان على علیه‏السلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله مى‏كند و مى‏گوید: این شخص از شیعیان است. او را مى‏كشد و هزار درهم جایزه مى‏گیرد.»( بحارالانوار، ج 52، ص 215.)

شیصبانى نیز یكى دیگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان كینه‏توز اهل‌بیت علیهم‏السلام و حضرت مهدى علیه‏السلام مى‏باشد. ریشه‏اش به بنى‏عباس مى‏رسد و شخصى بدكردار، شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیه‏السلام به جابر جعفى فرمود: «سفیانى خروج نمى‏كند، مگر آن كه قبل از او شیصبانى در سرزمین عراق خروج مى‏كند. او همانند جوشیدن آب از زمین، یكباره پیدا مى‏شود و فرستادگان شما را به قتل مى‏رساند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانى و ظهور قائم علیه‏السلام باشید.»( غیبت نعمانى، ص 302.)

دجّال نیز فتنه‏گرى كذّاب و فریبنده است كه موجى از آشوب و فتنه به پا مى‏كند و بسیارى را با دسیسه‏هاى شیطانى‏اش مى‏فریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلى‏اش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مى‏كند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مى‏آیند.

اما طبق مشیت الهى و سنت تغییرناپذیرش همچنان كه در طول تاریخ همواره به اثبات رسیده است، اهل باطل همچون كف روى آب نابود شدنى هستند و حضرت مهدى علیه‏السلام نیز با غلبه بر سران كفر و فتنه و نفاق طومار زندگانى دشمنان فضیلت و كمال را درهم مى‏پیچد و بساط عدل و داد و انسانیت را در روى زمین مى‏گسترد.

 

نویدهاى امام محمد باقر علیه السلام در مورد ظهور حضرت مهدى (عج)

1- ابوحمزه ثمالى آورده است كه: در یكى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى كه حاضران ‏رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:

اباحمزه! از رخدادهایى كه خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر كس در آنچه مى‏گویم ‏تردید كند با حال كفر به خدا، او را ملاقات خواهد كرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد كه همنام و هم‏كنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى كسى باد كه زمین را لبریز از عدل و داد مى‏كند همان گونه كه به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .

یا اباحمزه! هر كس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه كه به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیه‌السلام سلام و درود مى‏گوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت‏ بر او واجب مى‏گردد و هر كس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمكاران! (بحارالانوار، ج 24، ص 241 .)

 

2- بانوى دانش پژوهى كه به (ام‏هانى) شهرت داشت آورده است كه بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیه‏اى از قرآن شریف، ذهن و فكرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .

فرمود: كدام آیه ام‏هانى؟ بپرس!

گفتم: این آیه شریفه كه مى‏فرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الكنس. (سوره تكویر، آیه 16 و 17 .)

فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایه‏اى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاك ‏است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است كه گروهى در آن گمراه مى‏گردند و گروه‌هایى راه حق و هدایت را مى‏یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درك كنى ... و خوشا به حال آنان ‏كه او را درك خواهند نمود. (اكمال الدین، شیخ صدوق، ج 1، ص 330 / بحارالانوار، ج 51، ص 137)

منبع سایت تبیان به نقل از:                                                                       
مجله ‏مبلغان، شماره 74 ، كریم حیدرى نهند، ماهنامه موعود جوان، شماره 21، ساره سام كن .

 

 
 

 سدير صيرفي گويد: من و مفضل بن عمر و ابان بن تغلب بر مولايمان امام صادق عليه السلام وارد شديم و ديديم كه بر خاك نشسته و مانند مادر فرزند مرده شيداي جگر سوخته اي مي گريست و اندوه تا وجناتش رسيده و گونه هايش دگرگون شده و مي گويد:

« سيدي! غَيبتُكَ نَفَت رُقادي و ضَيَّقَت عَلَّيَ مِهادي و ابتزَّت مني راحةَ فوادي،

سيدي! غَيبتُكَ اوصلت مصابي بفجايع الابد و فقدُ الواحد بعد الواحد يُفني الجمعَ و العدد فما اُحِسُّ بدَمعَةٍ ترقي من عيني و انين يفتر من صدري عن دوارج الرزايا و سوالف البلايا الا مَثَّلَ لِعيني عن عواير اعظمها و افظعها و بواقي اشَدِّها و انكرها و نوائب مخلوطة بغضبك و نوازل معجونة بسختك. »

« مولاي من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسايش قلبم را از من سلب نموده است.

مولاي من! غيبت تو اندوه مرا به فجايع ابدي پيوند داده و فقدان يكي پس از ديگري جمع و شمار را نابود كرده است. 

من ديگر احساس نمي كنم اشكي را كه از ديدگانم بر گريبانم روان است  و ناله اي را كه از مصائب و بلاياي گذشته از سينه ام سر مي كشد، جز آنچه را كه در برابر ديدگانم مجسم است و از همه گرفتاري ها بزرگتر و جانگدازتر و سخت تر و ناآشناتر است، ناملايماتي كه با غضب تو در آميخته و مصائبي كه با خشم تو عجين شده است. »

سدير گويد چون امام صادق عليه السلام را در چنين حالي ديديم كه از شدت وله عقل از سرمان پريد و قلبمان چاك چاك گرديد و گفتيم: اي فرزند بهترين خلايق! چشمانتان گريان مباد! از چه حادثه اي اشكتان روان است؟ امام صادق عليه السلام نفس عميقي كشيد كه بر اثر آن درونش برآمد و هراسش افزون شد و فرمود:

واي بر شما امروز در كتاب جفر مي نگريستم – همان كتابي كه خداوند آن را به محمد صلي الله عليه و آله و ائمه پس از او عليهم السلام اختصاص داده – و در فصولي از آن مي نگريستم ، ميلاد قائم ما و غيبتش و تاخير كردن و طول عمرش و بلواي مومنان در آن زمان و پيدايش شكوك در قلوب آنها به واسطه طول غيبت و مرتد شدن آنها از دينشان و بركندن رشته اسلام از گردنهايشان كه خداي تعالي فرموده « و كل الانسان الزمناه طائره في عنقه»  كه مقصود از آن ولايت است و پس از آن كه در آن فصول نگريستم ، رقتي مرا گرفت و اندوه بر من مستولي شد.

كمال الدين / ج2 / باب 33 با اندكي تخليص

امام صادق عليه السلام می فرماید:

او پنجمين از فرزندان پسرم موسی است. او پسر خاتون كنیزان است. غیبتی كند كه اهل باطل در آن به شك افتند. سپس خداوند او را ظاهر می نماید و شرق و غرب زمین را به دست وی فتح می كند. عیسی بن مریم آمده و پشت سر او نماز می گزارد و زمین به نور صاحبش روشن و منور می گردد.

كمال الدين ج2 باب 33

امام صادق عليه السلام می فرماید:

«يفقد امامهم فيشهد الموسم فيراهم و لا يرونه»

مردم امام خود را نيابند و او در موسم حج شاهد ايشان است و آنها را مي بيند اما انها او را نمي بينند

كمال الدين ج2 باب 33 ح 34

 

 

ابوبصير از امام صادق عليه السلام روايت كند كه در تفسير آيه 158 انعام فرمود:

«يعني خروج القائم المنتظر منا ثم قال عليه السلام: يا ابابصير طوبي لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره في غيبتة و المطيعين له في ظهوره اولئك اولياء الله الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»

يعني خروج قائم منتظر ما

سپس فرمود : اي ابابصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما كسانيكه در غيبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نيز فرمانبردار اويند  آنان اولياي خدا هستند كه نه خوفي بر آنهاست و نه اندوهگين مي شوند.

كمال الدين ج2 باب 33 ح 54

امام صادق عليه السلام فرمودند:

«من مات منتظرا لهذا الامر كان كمن كان مع القائم في فسطاطه لا بل كان كالضارب بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله بالسيف»

هركه منتظر اين امر باشد و بميرد مانند كسي است كه با قائم در خيمه اش باشد ،نه بلكه مانند كسي است كه پيشاروي رسول خدا صلي الله عليه و آله شمشير زده باشد.

كمال الدين ج2 باب 33 ح 11

 
شیخ ‏صدوق ‏در اکمال الدین به سند خود از امام کاظم علیه السلام در طی حدیثی روایت می کند که از ایشان پرسیده شد: در میان ائمه علیهم السلام کسی هست که غیبت گزیند؟

پاسخ فرمود:


نعم یغیب عن انصار الناس شخصه و لا یغیب عن قلوب المومنین ذکره و هو الثانی عشر منا یسهل الله کل عسیر و یذلل له کل صعب و یظهر له کنوز الارض و یقرب له کل بعید و یبیر به کل عنید و یهلک علی یدیه کل شیطان مرید. ذاک ابن سیده الاماء الذی تخفی علی الناس ولادته و لا یحل لهم تسمیته حتی یظهره عزوجل فیملا به الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما:

آری، او از دیدگان مردم غایب است اما ذکر او در دل اهل ایمان غایب نخواهد بود. وی دوازدهمین ماست. خداوند هر سختی را برایش آسمان و هر امر مشکلی را سهل می گرداند. برایش گنجهای زمین را آشکار و هر مقصد دور را نزدیک می نماید. طومار زندگی ظالمان را توسط او درهم می پیچد. و بالاخره هر شیطان پلید را به دست او نابود می سازد. او فرزند بانوی کنیزان است که ولادتش بر مردم پنهان ماند و نام بردن (بیان نشانه) او بر آنان جایز نباشد، تا آنکه خداوند عزیز و جلیل ظهور او را فراهم نماید و به سبب وی زمین را پر از قسط و عدل سازد، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.

و نیز به سند خود نقل می کند که از امام موسی کاظم علیه السلام پرسیدند که آیا شما قائم بر پا دارنده حق هستید؟

فرمود: انا القائم بالحق و لکن القائم الذی یطهر الارض من اعداء الله و یملاها عدلا کما ملئت جورا هو الخامس من ولدی له غیبه یطول امدها خوفا علی نفسه یرتد فیها اقوام و یثبت فیها آخرون.

من قائم و بر پا دارنده حق هستم. اما آن قائمی که زمین را از دشمنان خدا پاک می کند و زمین را بعد از آنکه از ظلم پر شده باشد، لبریز از عدالت می سازد، پنجمین از نسل من خواهد بود. او غیبتی خواهدداشت، طولانی، که از بیم جان خود نهانی می گزیند. در آن (غیبت) گروهی (از شیعیان) طریق ارتداد پیش می گیرند و گروههائی دیگر ثابت قدم می مانند.

سپس فرمود: طوبی لشعتنا المتمسکین بحبنا فی غیبه قائمنا الثابتین علی موالاتنا و البراءه من اعدائنا اولئک منا و نحن منهم قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه و طوبی لهم هم و الله معنا فی درجتنا یوم القیامه:

خوشا به حال آن شیعیان ما که در غیبت قائم ما به محبت ما تمسک جویند و به ولایت ما استوار، و از دشمنان ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آنان هستیم. ایشان در برابر امامت ما سر تسلیم و رضا نهادند و ما نیز از شیعه بودن آنان راضی و خشنودیم. خوشا بحال آنان، به خدا سوگند که آنان در روز قیامت در درجات ما می‏باشند.

به نقل از سایت راسخون

 

 
امام رضا عليه السلام فرمود:

 قائم ما كسی است كه وقتی قیام كند، در سن پیران و سیمای جوانان است... او چهارمین فرزند من است. خداوند او را در حجاب و پرده خود غائب كند، سپس ظاهرش نماید و زمین را به دست او از عدل و داد پر كند چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.

 و

قال الامام الرّضا - علیه السلام - : لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَهَ عَیْن مِنْ حُجَّه لَساخَتْ بِأهْلِها.

«علل الشّرایع، ص 198، ح 21» به نقل از سايت انديشه قم

امام رضا- علیه السلام - فرمود: چنانچه زمین لحظه ای خالی از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو می برد.

 

 
شیخ صدوق در کمال الدین به سند خود از امام هادی علیه السلام نقل می کند که فرمود:

الخلف من بعدی ابنی الحسن فکیف لکم بالخلف من بعد الخلف:

جانشین بعد از من، فرزندم حسن است. اما چگونه است شیوه شما با جانشین بعد از جانشین من؟

راوی گوید که عرض کردم: فدایت شوم، این را از چه رو می فرمائید؟

فرمود: لانکم لا ترون شخصه و لا یحل لکم باسمه:

زیرا شما او را نمی بینید و بیان نام (نشانه) او نیز برایتان جایز نیست.

راوی گوید که عرضه داشتم: پس چگونه او را یاد کنیم؟

فرمود: قولوا الحجه من آل محمد:

بگوئید: حجت آل محمد.

و نیز شیخ صدوق به سند خود از ایشان روایت می کند که فرمود:

صاحب هذا الامر من یقول الناس لم یولد بعد: صاحب این امر کسی است که مردم گویند:

هنوز بدنیا نیامده و بعد پا به عرصه جهان می نهد. 

به نقل از سایت راسخون

 

 امام جواد عليه السلام فرمودند:

«افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج»

برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.

كمالدين ج2 باب 36 ح 1

 

امام جواد عليه السلام می فرماید: قائم ما همان مهدی(عج) است. او كسی است كه در زمان غیبتش، واجب است انتظار كشیده شود و هنگامیكه ظهور كرد، اطاعتش كنند. او سومین فرزند از فرزندان من است. قسم به آن خدایی كه محمد(ص) را به نبوت مبعوث گردانید و ما را به امامت انتخاب نمود، اگر از عمر دنیا فقط یك روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی گرداند تا اینكه قائم ما در آن روز خارج شده و ظهور نماید. پس با ظهورش جهان را از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.

كمالدين ج2 باب 36

و

قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : یَخْفی عَلَی النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَ كَنّیهِ.

«وسائل الشّیعه، ج 16، ص 242، ح 21466»

امام جواد - علیه السلام - فرمود: زمان ولادت امام عصر - علیه السلام - بر مردم ـ زمانش ـ مخفی است، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است. و حرام است كه آن حضرت را نام ببرند; و او همنام و هم كنیه رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم است.

به نقل از سايت انديشه قم

 

 
شیخ کلینی به سند خود از علی بن بلال نقل می کند که حضرت عسکری علیه السلام در دو سال قبل از رحلت خود، جانشین خویش را به من معرفی نمود، و بار دیگر سه روز قبل از وفات نیز، این‏ مطلب را تاکید کرد.

شیخ‏ کلینی ‏به سند خود از ابی هاشم جعفری نقل می کند که به حضرت ابی محمد حسن بن علی علیهما السلام عرضه داشت: می خواهم از شما پرسشی نمایم، اما هیبت شما مانع از آن می شود. آیا مرا اجازه می دهید که سئوالم را از شما بپرسم؟

فرمود: بپرس.

گفتم: سرور من، آیا شما فرزندی دارید؟

فرمود: آری.

عرضه کردم: اگر واقعه‏ای رخ داد، کجا از او جویا شوم؟ فرمود: در مدینه.

و نیز به‏ سند خود از عمرو اهوازی نقل می کند که حضرت ابومحمد علیه السلام فرزندش را به من نشان داد و فرمود: هذا صاحبکم بعدی:

این صاحب شما بعد از من است.

و همچنین به سند خود از عمر نقل می کند که گفت: ابومحمد (علیه السلام) در گذشت و فرزندی از خود برجا نهاد.

شیخ صدوق در اکمال الدین به سند خود از ابی محمد حسن بن علی علیه السلام روایت می کند که فرمود: کانی بکم و قد اختلفتم بعدی فی الخلف منی اما ان المقر بالائمه بعد رسول الله صلی الله علیه و آله المنکر لولدی کمن اقر بجمیع انبیاء الله و رسله ثم انکر نبوه محمد صلی الله علیه و آله و المنکر لرسول الله کمن انکر جمیع الانبیاء لان طاعه آخرنا کطاعه اولنا و المنکر لاخرنا کالمنکر لاولنا اما ان لولدی غیبه یرتاب فیها الناس الا من عصمه الله عزوجل.

گوئی شما را می بینم که بعد از من درباره جانشینم به اختلاف پرداخته اید. آگاه باشید کسی که تمامی امامان بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله را اذعان داشته باشد، اما فرزندم را انکار ورزد، همانند کسی است که همه پیامبران الهی را اقرار نماید و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله را منکر شود و انکار کننده رسول خدا بسان منکر تمامی پیامبران می باشد. و به همین ترتیب انکار کننده آخرین ما در ردیف منکر اولین ما قرار دارد. هوشیار باشید که فرزندم را غیبتی است که مردم در آن به تردید دچار می شوند مگر آنکه خداوند صاحب عزت و جلال‏ نگهدارش ‏باشد.

و در همین کتاب به سند خود از محمد بن عثمان عمری، و او از پدرش نقل می کند که از امام حسن علیه السلام پرسیدند: از اجداد شما روایت شده که زمین تا روز قیامت از حجت خدا خالی نمی ماند. و نیز فرموده ‏اند که هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده‏است. آیا اینها صحیح است؟

امام علیه السلام فرمود: ان هذا حق کما ان النهار حق: اینها حق است همانگونه روز حق است.

به ایشان عرضه داشتند: ای فرزند رسول خدا، پس حجت و امام بعد از شما چه کسی است؟

فرمود: ابنی محمد هو الامام و الحجه بعدی من مات و لم یعرفه مات میته جاهلیه اما ان له غیبه یحار فیها الجاهلون و یهلک فیها المبطلون و یکذب فیها الوقاتون ثم یخرج فکانی انظر الی الاعلام البیض تخفف فوق راسه بنجف الکوفه:

فرزندم م ح م د امام و حجت بعد از من است. هر که بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. آگاه باشید که او را غیبتی است که جاهلان در آن به حیرت می افتند و باطل پرستان به هلاکت و وقت گزاران دروغ می گویند. سپس (از پس پرده غیبت) بیرون می آید. گوئی به پرچمهای سفید می نگرم که در نجف کوفه بالای سرش در اهتزاز است.

به نقل از سایت راسخون