ظهور در حدیثها و روایات
تعدادي از احاديث حضرت محمد درباره ي حضرت مهدي عليه السلام
حضرت علي عليه السلام از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود:
«افضل العبادة انتظارُ الفرج»
برترين عبادت انتظار فرج است
كمال الدين ج1 باب 25 ح 6
پیامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در حجة الوداع- در سرزمین غدیر خم- در برابر بیش از صد و بیست هزار نفر به حضرت مهدي عليه السلام اشاره كردند و فرمودند:
ای مردم! به خدا و رسول خدا و نوری كه همراه او نازل شده ایمان بیاورید، پیش از آنكه صورتهایی را واژگون كرده به طرف پشت بازگردانیمشان. ای مردم! نور خدای تبارك و تعالی در من قرار گرفته، سپس در وجود علی(ع) و پس از آن در نسل او تا قائم آل محمد(ص) كه حق خدا را بازستاند و همه حقوق از دست رفته ما را باز پس گیرد آگاه باشید كه او هر دانشمندی را به دانش و هر نادانی را به جهلش می شناسد. آگاه باشید كه او نهری خروشان از اقیانوسی بی كران می باشد.
بحارالانوار، ج 37
پیامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم می افزاید:
خدای تبارك و تعالی از روزها جمعه را برگزید و از شب ها، شب قدر را، و از ماهها، ماه رمضان را و مرا میان پیامبران و علی را از من، و حسن و حسین را از علی برگزید و از حسن و حسین نُه تن را برگزید كه نهمین آنها قائم آنهاست كه ظاهر و باطن آنهاست.
اثبات الوصیة، ص 225
معروف بن خربوذ گويد از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مي فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
« انما مثل اهل بيتي في هذه الامة مثل نجوم السماء كلما غاب طلع نجم »
مَثَل اهل بيت من در اين امت مثل ستارگان آسمان است هرگاه ستاره اي غايب شود ستاره اي ديگر ظاهر مي شود.
كمال الدين ج1 باب 24 ح31
جابر بن عبدالله انصاري از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت كند كه فرمود:
«المهدي من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي . اشبه الناس بي خَلقا و خُلقا . تكون به غيبة و حيرة تضل فيها الامم. ثم يقبل كالشهاب الثاقب يملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما»
مهدی از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبیه ترین مردم به من است. برای او غیبت و سیرتی است كه در آن، بسیاری گمراه می شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب می آید و زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد.
كمال الدين ج1 باب 25 ح1
امام باقر عليه السلام از حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم روايت كنند كه فرمود:
« طوبي لمن ادرك قائم اهل بيتي و هو ياتم به في غيبته قبل قيامه و يتولي اولياءه و يعادي اعداءه ذلك من رفقايي و ذوي مودتي و اكرم امتي علَيَّ يوم القيامة »
خوشا بر احوال كسي كه قائم اهل بيت مرا ادراك كرده و در غيبت و پيش از قيامش پيرو او باشد ، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد، چنين كسي در روز قيامت از رفقا و دوستان من و گراميترين امت من خواهد بود.
كمال الدين ج 1 باب 25 ح2
امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان عليهم السلام از علي بن ابي طالب عليه السلام در ضمن حديث طولاني كه وصيت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را ذكر مي كند چنين روايت كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي عليه السلام فرمود:
« يا علي و اعلم ان اعجب الناس ايمانا و اعظمهم يقينا قوم يكون و في آخر الزمان لم يلحقوا النبي و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد علي بياض »
اي علي! بدان شگفت انگيزترين مردم از جهت ايمان و عظيم ترين آنها از روي يقين مردمي هستند كه در آخر الزمان خواهند بود ، پيامبر را نديده اند و از امام نيز محجوبند، اما به سفيدي روي سياهي رقم خورده است ايمان دارند.
كمال الدين ج1 باب 25 ح 8
بعضي از روايات حضرت علي عليه السلام در مورد حضرت مهدي عليه السلام
اميرالمونين حضرت علي عليه السلام فرمود:
« اللهم انك لا تخلي الارض من حجة لك علي خلقك ظاهر او خاف مغمور لئلا تبطل حججك و بيناتك »
بارالها تو زمين را از حجت بر خلق خود خالي نمي گذاري كه او يا ظاهر است و يا ترسان و مستور تا حجت ها و بينات باطل نشود
كمال الدين ج1 باب 26 حديث 10
اصبغ بن نباته گويد از اميرالمونين عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«صاحب هذا الامر الشريد الطريد الفريد الوحيد»
صاحب اين امر شريد(آواره) و طريد (رانده) فريد(تك) وحيد( تنها) است.
كمال الدين ج1 باب 26 حديث 13
مردی خدمت امیر مومنان شرفیاب شد و عرض كرد: از مهدی برای من سخن بگو، حضرت فرمود:
« ... آستانه اش از همه گشادتر، دانشش از همه افزون تر و برای خویشاوندانش از همه نیكوتر است. بارالها! بیعت او را پایان بخشِ همه اندوها قرار بده. پراكندگی امت را به دست او به یگانگی مبدل فرما. اگر خداوند چنین روزی را نصیب تو ساخت. چون كوه استوار باش. اگر چنین روزی را درك كردی، به سوی احدی از او روی متاب. اگر به كویش راه یافتی، از او در مگذر.»
بحارالانوار، ج 51، ص 115، بشارة الاسلام، ص 52
حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید: كسی كه در پی او باشد، اثر او را نمی بیند. هیچ اثر شناسی از او نشانی به دست نیاورد، هر چند در این راه بكوشد. در آن رویدادها قومی ذهن و فكرشان صیقلی شده، همچون صیقل شمشیر به دست آهنگر. دیدگانشان به نور قرآن روشن و گوش هایشان به تفسیر آن مانوس. پس از جام خرد و حكمت كه بامداد به آنان می نوشند شبانگاه نیز سیراب می گرداند.
نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147
امام زمان عليه السلام در لوح حضرت فاطمه عليها السلام
از جابربن عبدالله انصاری نقل شده كه می گوید: خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) شرفیاب شدم. در برابر آن حضرت لوحی بود كه اسامی اوصیاء از نسل او در آن ثبت شده بود. شمردم تعدادشان دوازده تن بود كه آخر آنها قائم(عج) بود. سه تن از آنها به نام محمد، چهار تن به نام علی و ... .
اصول کافی، ج1، بحارالانوار، ج 36، کمال الدین صدوق، ص 311
قسمتی از متن لوح:
به نام خداوند بخشنده مهربان.
این نوشتاری است از جانب خدای عزیز و فرزانه به سوی پیامبر نور، سفیر و راهنمایش محمد(ص) كه آنرا روح الامین از نزد پروردگار جهانیان فرو آورده است. ای محمد! نام های مرا گرامی دار، نعمت های مرا سپاس گوی و آنها را انكار نكن ... من تو را بر همه پیامبران برتری دادم و جانشینت را بر همه اوصیاء برتری بخشیدم و تو را با دو فرزند دلبندت حسن و حسین گرامی داشتم. حسن را- پس از سپری شدن مدت پدرش- معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خود قرار داده مدال شهادت را به او عطا كردم و مدت او را با سعادت پایان دادم كه او سالار شهیدان است ... معیار پاداش و كیفر من، اهل بیت اوست كه نخستین آنها سرور عبادت كنندگان و زینت دوستان گذشته من علی بن الحسین است و آنگاه پسرش- شبیه جد بزرگوارش- محمد است كه شكافنده علوم من و معدن حكمت من می باشد... این سخن از من به حقیقت پیوسته كه جایگاه جعفر را بس بلند گردانم و او را بوسیله دوستان و شیعیانش مسرور نمایم، پس از او فرزندش موسی را برگزیدم كه در عهد او فتنه ای به پا گردد. پس از سپری شدن مدت بنده، دوست و برگزیده ام موسی، در مورد یار و یاورم علی به انكار گرایند... او را اهریمنی گردنكش می كشد و در شهری كه بنده شایستهام ذوالقرنین بنا كرده، در كنار بدترین مخلوقاتم به خاك سپرده می شود. این سخن به حقیقت پیوسته كه دیدگاه او را با فرزندش محمد روشن گردانم كه جانشین و وارث علوم اوست. او معدن علوم و محل اسرار من است... نیكبختی او را با فرزندش علی كامل گردانم كه یار و یاور من است و گواه من در میان بندگانم و امین بر وحی من است. از او حسن را پدید آوردم كه دعوت كننده به سوی من و مخزن علوم من است. آنگاه سعادت او را به اوج رساندم با فرزندش «م ح م د» كه رحمت است برای جهانیان. كمال موسی، شوكت عیسی و شكیبایی ایوب با اوست... .
حدیث شریف لوح که در غالب کتابهای حدیثی نقل شده است، از جمله: اصول کافی، ج 1، بحارالانوار، ج 36، غیبت نعمانی، ص 30
امام حسن مجتبی عليه السلام فرمود:
همه خیرها در آن زمان است، زیرا قائم ما قیام می كند و همه این حوادث را از بین می برد.
امام حسین عليه السلام می فرماید:
«منا اثنا عشر مهديّا اولهم اميرالمومنين علي بن ابي طالب و آخرهم التاسع من ولدي و هو الامام القائم بالحق يحيي الله به الارض بعد موتها و يظهر به دين الحق علي الدين كله و لو كره المشركون له غيبة يرتد فيها اقوام و يثبت فيها علي دين اخرون، فيوذن و يقال لهم « متي هذا الوعد ان كنتم صادقين» اما ان صابر في غيبة علي الاذي و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله»
دوازده مهدی از ما است كه نخستین آنان علی بن ابیطالب و آخرین آنها نهمین فرزند من است كه امام قائم به حق است. خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده می كند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند. برای او غیبتی است كه گروه هایی در آن، از دین برمی گردند و گروههایی دیگر بر آئین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند، به آنها گفته می شود این وعده كی واقع خواهد شد اگر راست می گویید. آنانكه بر این آزارها و تكذیب ها صبر كنند مانند كسی هستند كه شمشیر به دست گرفته در پیشاپیش رسول اكرم صلي الله عليه و آله جهاد كند.
كمال الدين ج1 باب 30 ح 3
امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان و پیروان ما بر مى دارد ودل هاى ایشان را همانند قطعه آهن محكم مى نماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان به مقدار نیروى چهل نفر دیگران خواهد شد.
خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12. به نقل از سایت اندیشه قم
و فرمود:
در قائم ما چند سنت از سنت های انبیاء همچون آدم، نوح، ابراهیم، عیسی، یوسف، ایوب و محمد(ص) است. از آدم و نوح طول عمر است.از ابراهیم ولادت پنهانی است. از موسی ترس و غیبت است. از عیسی اختلاف آرا و نظرات مردم پس از اوست. از ایوب گشایش و فرج بعد از امتحان است و از محمد(ص) خروج با شمشیر است.
اصول کافی، ج 1
و فرموده اند:
«من ثبت علي موالاتنا (1) في غيبة قائمنا اعطاه الله عزوجل اجر الف شهيد من شهدا بدر و احد»
كسي كه در غيبت قائم ما بر موالات ما پايدار بماند خداي تعالي اجر هزار شهيد از شهداي بدر و احد به وي عطا فرمايد
امام باقر علیهالسلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مىدهد كه «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِكَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَكُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِىءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(كمال الدین، ج 1، ص 330.) ؛ بر مردم زمانى مىآید كه امامشان از منظر آنان غایب مىشود. خوشا به حال آنان كه در آن زمان در امر [ولایت] ما اهلبیت ثابتقدم و استوار بمانند! كمترین پاداشى كه به آنان مىرسد، این است كه خداى متعال خطابشان مىكند و مىفرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق كردید. پس بر شما مژده باد كه بهترین پاداش من در انتظارتان است.»
امام باقر علیه السلام فرمود: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم.
آن گاه امام باقر علیهالسلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارجگذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مىفرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیك و شایستهتان را مىپذیرم و از كردار ناپسندتان عفو مىكنم و به خاطر شما سایر گنهكاران را مىآمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مىكنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناك خود را به مردم نافرمان نازل مىكردم.»( كمال الدین، ج 1، ص 330.)
پیشواى پنجم علیهالسلام در توصیف یاران حضرت مهدى علیهالسلام كه در زمان غیبت، خود را براى شركت در قیام جهانى آن حضرت آماده مىكنند، به ابو خالد كابلى فرمود: «من به گروهى مىنگرم كه در آستانه ظهور از طرف مشرق زمین به پا مىخیزند. آنان به دنبال طلب حق و ایجاد حكومت الهى تلاش مىكنند. بارها از متولیان حكومت اجراء حق را خواستار مىشوند، امّا با بىاعتنایى مسئولین مواجه مىشوند. وقتى كه وضع را چنین ببینند، شمشیرهاى خود را به دوش مىنهند و با اقتدار و قاطعیت تمام در انجام خواستهشان اصرار مىورزند تا این كه سردمداران حكومت نمىپذیرند و آن حق طلبانِ ثابت قدم، ناگزیر به قیام و انقلاب مىگردند و كسى نمىتواند جلوگیرشان شود. این حقجویان وقتى كه حكومت را به دست گرفتند، آن را به غیر از صاحب الامر علیهالسلام به كس دیگرى نمىسپارند. كشتههاى اینها همه از شهیدان راه حق محسوب مىشوند.»
در اینجا امام باقر علیهالسلام به ابو خالد كابلى جملهاى زیبا فرمود كه مىتواند نصب العین همه منتظران لحظات ظهور باشد.
آن حضرت فرمود: «اَما اِنِّى لَوْ اَدْرَكْتُ ذلِكَ لاَءَسْتَبْقَیْتُ نَفْسى لِصاحِبِ هذَا الاْءَمْرِ(غیبت نعمانى، ص 273.) ؛ مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براى فداكارى در ركاب حضرت صاحب الامر علیهالسلام تقدیم مىدارم.»
امام در مورد یاران امام زمان علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیهالسلام مىآیند كه پنجاه نفر از آنان زن مىباشند و بدون هیچگونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مىشوند.
امام پنجم علیهالسلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیهالسلام به آیهاى از قرآن استناد كرد و در تفسیر آیه «فَاِذا جاءَ وَعْدُ اُوْلهُما بَعَثْنا عَلَیْكُمَ عِبادا لَنا اُولى بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّیارِ وَ كانَ وَعْدا مَفْعُولاً»( اسراء / 5.) ؛ «هنگامى كه نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیكارجوىِ خود را بر ضد شما برمىانگیزیم [تا شما را سخت درهم كوبند و براى به دست آوردن مجرمان] خانهها را جستجو مىكنند و این وعدهاى است قطعى.» فرمود:
«این بندگان پیكارجو و مقاوم كه به طرفدارى از حق به پا مىخیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»( تفسیر عیاشى، ج 2، ص 281.)
در آستانه ظهور حضرت مهدى علیهالسلام اوضاع جهان به بدترین وضع خود مىرسد و ظلم و ناعدالتى، تبعیض، تضییع حقوق دیگران به بدترین وضع خود تبدیل شده و مردم از هر كس و حكومتى ناامید گردیده، به دنبال روزنه امید و نداى عدالتى مىگردند كه آنان را از آن منجلاب ستم و از چنگال زورمداران و مستكبران نجات بخشد. مردم چنان از دست دروغگویان فتنهانگیز و فرصت طلب به تنگ مىآیند كه شب و روز آرزوى قیام منادى عدالت را در سر مىپرورانند. حضرت امام باقر علیهالسلام فضاى تاریك جهان قبل از ظهور را اینگونه بیان مىكند:
«لا یَقُومُ الْقائِمُ اِلاّ عَلى خَوْفٍ شَدیدٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ وَ فِتْنَةٍ وَ بَلاءٍ یُصیبُ النّاسَ وَ طاعُونٍ قَبْلَ ذلِكَ وَ سَیْفٍ قاطِعٍ بَیْنَ الْعَرَبِ وَاخْتِلافٍ شَدیدٍ بَیْنَ النّاسِ وَ تشْتیتٍ فى دینِهِمْ وَ تَغْییرٍ فى حالِهِمْ حَتّى یَتَمَنَّى الْمُتَمَنّى الْمَوْتَ صَباحا وَ مَساءً مِنْ عِظَمِ ما یَرى مِنْ كَلْبِ النّاسِ وَ اَكْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضا(بحارالانوار، ج 52، ص 230.)؛ حضرت قائم علیهالسلام قیام نمىكند، مگر در حال ترس شدید مردم و زلزلهها و فتنه و بلایى كه بر مردم فرا رسد و قبل از آن، گرفتار طاعون مىشوند.
آنگاه شمشیر برنده میان اعراب حاكم مىشود و اختلاف میان مردم و تفرقه در دین و دگرگونى احوالشان به اوج مىرسد؛ به گونهاى كه هر كس بر اثر مشاهده درندهخویى و گزندگىاى كه در میان برخى از مردم نسبت به بعضى دیگر به وجود مىآید، صبح و شام آرزوى مرگ مىكند.»
امام آنگاه افزود: «وقتى كه یأس و ناامیدى تمام مردم را فرا گرفت و دیگر از هر جهت خود را در بنبست احساس كردند، امام غائب علیهالسلام قیام مىكند.»
براى اجراء عدالت و گسترش مساوات در جامعه اسلامى لازم است كه موانع عدالت را از میان برداشت و راه آن را هموار كرد؛ زیرا اصحاب زر و زور و تزویر و كسانى كه از در هم ریختگى جامعه در راه ترویج فساد و انحراف بهره مىبرند، هرگز از عدالت و برنامههاى عادلانه راضى نخواهند بود و با توسل به هر شیوهاى در مسیر احقاق حقوق مردم سنگاندازى خواهند كرد. بنابراین، یكى از مهمترین ویژگیهاى زمامداران عادل قاطعیت و صلابت در مقابله با دشمنان داخلى و خارجى است. امام زمان علیهالسلام نیز با اقتدار كامل مخالفین اسلام و دشمنان عدالت را سركوب خواهد كرد. امام باقر علیهالسلام مىفرماید:
«لَیْسَ شَأْنُهُ اِلاّ بِالسَّیْفِ(بحارالانوار، ج 52، ص354.) ؛ آن حضرت (در سركوب دشمنان قسم خوردهاش) فقط شمشیر را مىشناسد.»
او در قاطعیت همانند جدّش رسول خدا صلى الله علیه و آله عمل خواهد كرد و به خیانتكاران، كافران و عوامل داخلى دشمن اجازه هیچگونه توطئهاى نخواهد داد.
دجّال نیز فتنهگرى كذّاب و فریبنده است كه موجى از آشوب و فتنه به پا مىكند و بسیارى را با دسیسههاى شیطانىاش مىفریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلىاش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مىكند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مىآیند.
حضرت باقر علیهالسلام درباره شباهتحضرت مهدى علیهالسلام به پیامبران الهى مطالبى فرموده و درباره تشابه حضرت خاتم الاوصیاء به حضرت پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله فرموده است: «وَ اَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله فَالْقِیامُ بِالسَّیْفِ وَ تَبْیینُ آثارِهِ ثُمَّ یَضَعُ سَیْفَهُ عَلى عاتِقِهِ ثَمانِیَةَ اَشْهُرٍ فَلا یَزالُ یَقْتُلُ اَعْداءَ اللّهِ حَتّى یَرْضَى اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ(كمال الدین، ص 329.)؛ و امّا [شباهت حضرت مهدى علیهالسلام] به پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله قیام با شمشیر است [كه دشمنان لجوج را از میان برمىدارد] و آثار آن حضرت را آشكار مىكند. آنگاه هشت ماه به صورت مسلّح و آماده به سر مىبرد و همواره با دشمنان خدا مبارزه مىكند تا این كه خداوند راضى شود.»
بدون تردید بانوانِ شایسته و متعهد در دولت آن حضرت جایگاه ارزشمندى دارند. نقش زن در آن زمان همانند زنان صدر اسلام، فراخور حال آنان و نسبت به موقعیت ویژهشان خواهد بود؛ یعنى همان رسالتى كه یك زن مسلمان طبق آیین اسلام به دوش گرفته است، در عصر ظهور نیز به آن پاىبند خواهد بود. آنچه از روایات بر مىآید، آن است كه عدهاى از كارگزاران آن حضرت از بانوان ارجمند هستند. جابر بن یزید جعفى از یاران نزدیك امام محمد باقر علیهالسلام به نقل از آن حضرت فرمود:
«وَ یَجِىءُ وَاللّهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فیهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً یَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلى غَیْرِ میعادٍ(بحار الانوار، ج 52، ص 222.)؛ به خدا سوگند! 313 نفر یاران مهدى علیهالسلام مىآیند كه پنجاه نفر از آنان زن مىباشند و بدون هیچگونه وعده قبلى در شهر مكه گرد هم جمع مىشوند.»
روایت دیگرى در این زمینه از امسلمه، همسر رسول خدا صلى الله علیه و آله از طریق اهل سنت نقل شده است كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله در آن گفتار با اشاره به عصر ظهور و اجتماع یاران حضرت مهدى علیهالسلام در اطراف آن حضرت مىفرماید:
«یَعُوذُ عائِذٌ فِى الْحَرَمِ فَیَجْتَمِعُ النّاسُ اِلَیْهِ كَالطَیْرِ الْوارِدِ الْمُتَفَرِّقَةِ حَتّى یَجْتَمِعَ اِلَیْهِ ثَلاثُ مِائَةٍ وَ اَرْبَعَةَ عَشَرَ رَجُلاً فِیهِ نِسْوَةٌ ...؛ (در زمان ظهور) پناهخواهى به حرم خداوند در مكه پناهنده مىشود. مردم همانند كبوتران از هر سو به جانب او رو مىآورند تا این كه سیصد و چهارده نفر كه عدهاى از آنان زن هستند، دور او را مىگیرند.» و ادامه داد: «و از همان جا خروج مىكنند و بر تمام ستمگران و اعوان و انصارشان پیروز مىگردند و عدل را آن چنان در روى زمین برقرار مىسازند كه زندگان آرزو مىكنند كه اى كاش مردههایشان نیز از طعم آن عدالت مىچشیدند!»( معجم احادیث المهدى علیهالسلام ، ج 1، ص 501/ المعجم الاوسط، ج 5، ص 334.)
سران جبهه باطل معمولاً افرادى خودخواه، متكبر، صاحب صفات ناپسند انسانى هستند كه در مقابل حق خودنمایى مىكنند. آنان چنان در منجلاب فساد و گناه غوطهورند كه انسانهاى حقطلب و جلوههاى فضیلت را خطرناكترین دشمنان خویش قلمداد مىكنند. به همین جهت، تمام تلاشهاى خود را براى نابودى آیین حق و رهبران الهى به كار مىگیرند. اما خداوند طبق سنت پایدار خود همواره حق را پیروز گردانیده و دشمنانش را مأیوس و مغلوب كرده است.
قرآن مىفرماید: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفِئُواْ نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلآَّ أَن یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْكَرِهَ الْكَـفِرُونَ»( توبه / 32.)؛ «(مخالفین حق)مىخواهند نور خدا را با دهانهاى خود خاموش كنند، ولى خدا جز این نمىخواهد كه نورش را كامل كند؛ هر چند كافران را خوش نیاید.»
در عصر ظهور، تلاشهاى زیادى صورت مىگیرد تا از استقرار حكومت قائم آل محمد صلى الله علیه و آله جلوگیرى شود، اما آن حضرت به لطف و مدد الهى، تمام موانع را از میان برمىدارد. سفیانى یكى از دشمنان سرسخت حضرت مهدى علیهالسلام است.
امیرمؤمنان على علیهالسلام در مورد جنایات وى به كوفیان فرمود: «بدا به حال كوفه! سفیانى چه جنایاتى در آنجا انجام مىدهد! به حریم شما تجاوز مىكند، كودكان را سر مىبرد و ناموس شما را هتك مىكند.»( یوم الخلاص، ص 93.)
امام باقر علیهالسلام درباره ویژگیهاى این دشمن سرسخت حضرت مهدى علیهالسلام فرمود: «اگر سفیانى را مشاهده كنى، در واقع پلیدترین مردم را دیدهاى. وى داراى رنگى بور و سرخ و كبود است. هرگز سر به بندگى خدا فرو نیاورده و مكه و مدینه را ندیده است.»( بحارالانوار، ج 52، ص 354.)
امام باقر علیهالسلام مىفرماید: «گویا من سفیانى (سركرده دشمنان حضرت امام عصر علیهالسلام) را مىبینم كه در زمینهاى سرسبز شما در كوفه اقامت گزیده، ندا مىدهد كه هر كس سر یك تن از شیعیان على علیهالسلام را بیاورد، هزار درهم پاداش اوست. در این هنگام، همسایه به همسایه دیگر حمله مىكند و مىگوید: این شخص از شیعیان است. او را مىكشد و هزار درهم جایزه مىگیرد.»( بحارالانوار، ج 52، ص 215.)
شیصبانى نیز یكى دیگر از سران جبهه باطل در عصر ظهور است. او از دشمنان كینهتوز اهلبیت علیهمالسلام و حضرت مهدى علیهالسلام مىباشد. ریشهاش به بنىعباس مىرسد و شخصى بدكردار، شیطان صفت و گمنام است. امام باقر علیهالسلام به جابر جعفى فرمود: «سفیانى خروج نمىكند، مگر آن كه قبل از او شیصبانى در سرزمین عراق خروج مىكند. او همانند جوشیدن آب از زمین، یكباره پیدا مىشود و فرستادگان شما را به قتل مىرساند. بعد از آن در انتظار خروج سفیانى و ظهور قائم علیهالسلام باشید.»( غیبت نعمانى، ص 302.)
دجّال نیز فتنهگرى كذّاب و فریبنده است كه موجى از آشوب و فتنه به پا مىكند و بسیارى را با دسیسههاى شیطانىاش مىفریبد. چشم راست او ناپیداست و نام اصلىاش صیف بن عائد است. او ادعاى خدایى مىكند. در سحر و جادو، زبردست و در فریب مردم، مهارت عجیبى دارد. شیطان صفتان به اطراف او گرد مىآیند.
اما طبق مشیت الهى و سنت تغییرناپذیرش همچنان كه در طول تاریخ همواره به اثبات رسیده است، اهل باطل همچون كف روى آب نابود شدنى هستند و حضرت مهدى علیهالسلام نیز با غلبه بر سران كفر و فتنه و نفاق طومار زندگانى دشمنان فضیلت و كمال را درهم مىپیچد و بساط عدل و داد و انسانیت را در روى زمین مىگسترد.
نویدهاى امام محمد باقر علیه السلام در مورد ظهور حضرت مهدى (عج)
1- ابوحمزه ثمالى آورده است كه: در یكى از روزها در محضر درس امام محمدباقر علیه السلام بودم، هنگامى كه حاضران رفتند، امام باقر علیه السلام فرمود:
اباحمزه! از رخدادهایى كه خداوند آن را قطعى ساخته است قیام قائم ماست. هر كس در آنچه مىگویم تردید كند با حال كفر به خدا، او را ملاقات خواهد كرد. آنگاه افزود: پدر و مادرم فداى وجود گرانمایه او باد كه همنام و همكنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فداى كسى باد كه زمین را لبریز از عدل و داد مىكند همان گونه كه به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است .
یا اباحمزه! هر كس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه كه به پیامبر صلی الله علیه و آله و على علیهالسلام سلام و درود مىگوید بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت بر او واجب مىگردد و هر كس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جاى خواهد داد و چه بدجایى است جایگاه ستمكاران! (بحارالانوار، ج 24، ص 241 .)
2- بانوى دانش پژوهى كه به (امهانى) شهرت داشت آورده است كه بامدادى بر حضرت باقر علیه السلام وارد شدم و گفتم: سرورم! آیهاى از قرآن شریف، ذهن و فكرم را به خود مشغول داشته و خوابم را ربوده است .
فرمود: كدام آیه امهانى؟ بپرس!
گفتم: این آیه شریفه كه مىفرماید: فلا اقسم بالخنس. الجوار الكنس. (سوره تكویر، آیه 16 و 17 .)
فرمود: به! به! چه مسئله خوبى پرسیدى، این مولود گرانمایهاى است در آخرالزمان. او (مهدى) این عترت پاك است. مهدى خاندان وحى و رسالت، براى او غیبت و حیرتى است كه گروهى در آن گمراه مىگردند و گروههایى راه حق و هدایت را مىیابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درك كنى ... و خوشا به حال آنان كه او را درك خواهند نمود. (اكمال الدین، شیخ صدوق، ج 1، ص 330 / بحارالانوار، ج 51، ص 137)
منبع سایت تبیان به نقل از:
مجله مبلغان، شماره 74 ، كریم حیدرى نهند، ماهنامه موعود جوان، شماره 21، ساره سام كن .
سدير صيرفي گويد: من و مفضل بن عمر و ابان بن تغلب بر مولايمان امام صادق عليه السلام وارد شديم و ديديم كه بر خاك نشسته و مانند مادر فرزند مرده شيداي جگر سوخته اي مي گريست و اندوه تا وجناتش رسيده و گونه هايش دگرگون شده و مي گويد:
« سيدي! غَيبتُكَ نَفَت رُقادي و ضَيَّقَت عَلَّيَ مِهادي و ابتزَّت مني راحةَ فوادي،
سيدي! غَيبتُكَ اوصلت مصابي بفجايع الابد و فقدُ الواحد بعد الواحد يُفني الجمعَ و العدد فما اُحِسُّ بدَمعَةٍ ترقي من عيني و انين يفتر من صدري عن دوارج الرزايا و سوالف البلايا الا مَثَّلَ لِعيني عن عواير اعظمها و افظعها و بواقي اشَدِّها و انكرها و نوائب مخلوطة بغضبك و نوازل معجونة بسختك. »
« مولاي من! غيبت تو خواب از ديدگانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسايش قلبم را از من سلب نموده است.
مولاي من! غيبت تو اندوه مرا به فجايع ابدي پيوند داده و فقدان يكي پس از ديگري جمع و شمار را نابود كرده است.
من ديگر احساس نمي كنم اشكي را كه از ديدگانم بر گريبانم روان است و ناله اي را كه از مصائب و بلاياي گذشته از سينه ام سر مي كشد، جز آنچه را كه در برابر ديدگانم مجسم است و از همه گرفتاري ها بزرگتر و جانگدازتر و سخت تر و ناآشناتر است، ناملايماتي كه با غضب تو در آميخته و مصائبي كه با خشم تو عجين شده است. »
سدير گويد چون امام صادق عليه السلام را در چنين حالي ديديم كه از شدت وله عقل از سرمان پريد و قلبمان چاك چاك گرديد و گفتيم: اي فرزند بهترين خلايق! چشمانتان گريان مباد! از چه حادثه اي اشكتان روان است؟ امام صادق عليه السلام نفس عميقي كشيد كه بر اثر آن درونش برآمد و هراسش افزون شد و فرمود:
واي بر شما امروز در كتاب جفر مي نگريستم – همان كتابي كه خداوند آن را به محمد صلي الله عليه و آله و ائمه پس از او عليهم السلام اختصاص داده – و در فصولي از آن مي نگريستم ، ميلاد قائم ما و غيبتش و تاخير كردن و طول عمرش و بلواي مومنان در آن زمان و پيدايش شكوك در قلوب آنها به واسطه طول غيبت و مرتد شدن آنها از دينشان و بركندن رشته اسلام از گردنهايشان كه خداي تعالي فرموده « و كل الانسان الزمناه طائره في عنقه» كه مقصود از آن ولايت است و پس از آن كه در آن فصول نگريستم ، رقتي مرا گرفت و اندوه بر من مستولي شد.
كمال الدين / ج2 / باب 33 با اندكي تخليص
امام صادق عليه السلام می فرماید:
او پنجمين از فرزندان پسرم موسی است. او پسر خاتون كنیزان است. غیبتی كند كه اهل باطل در آن به شك افتند. سپس خداوند او را ظاهر می نماید و شرق و غرب زمین را به دست وی فتح می كند. عیسی بن مریم آمده و پشت سر او نماز می گزارد و زمین به نور صاحبش روشن و منور می گردد.
كمال الدين ج2 باب 33
امام صادق عليه السلام می فرماید:
«يفقد امامهم فيشهد الموسم فيراهم و لا يرونه»
مردم امام خود را نيابند و او در موسم حج شاهد ايشان است و آنها را مي بيند اما انها او را نمي بينند
كمال الدين ج2 باب 33 ح 34
ابوبصير از امام صادق عليه السلام روايت كند كه در تفسير آيه 158 انعام فرمود:
«يعني خروج القائم المنتظر منا ثم قال عليه السلام: يا ابابصير طوبي لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره في غيبتة و المطيعين له في ظهوره اولئك اولياء الله الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»
يعني خروج قائم منتظر ما
سپس فرمود : اي ابابصير! خوشا به حال شيعيان قائم ما كسانيكه در غيبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نيز فرمانبردار اويند آنان اولياي خدا هستند كه نه خوفي بر آنهاست و نه اندوهگين مي شوند.
كمال الدين ج2 باب 33 ح 54
امام صادق عليه السلام فرمودند:
«من مات منتظرا لهذا الامر كان كمن كان مع القائم في فسطاطه لا بل كان كالضارب بين يدي رسول الله صلي الله عليه و آله بالسيف»
هركه منتظر اين امر باشد و بميرد مانند كسي است كه با قائم در خيمه اش باشد ،نه بلكه مانند كسي است كه پيشاروي رسول خدا صلي الله عليه و آله شمشير زده باشد.
كمال الدين ج2 باب 33 ح 11
پاسخ فرمود:
نعم یغیب عن انصار الناس شخصه و لا یغیب عن قلوب المومنین ذکره و هو الثانی عشر منا یسهل الله کل عسیر و یذلل له کل صعب و یظهر له کنوز الارض و یقرب له کل بعید و یبیر به کل عنید و یهلک علی یدیه کل شیطان مرید. ذاک ابن سیده الاماء الذی تخفی علی الناس ولادته و لا یحل لهم تسمیته حتی یظهره عزوجل فیملا به الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما:
آری، او از دیدگان مردم غایب است اما ذکر او در دل اهل ایمان غایب نخواهد بود. وی دوازدهمین ماست. خداوند هر سختی را برایش آسمان و هر امر مشکلی را سهل می گرداند. برایش گنجهای زمین را آشکار و هر مقصد دور را نزدیک می نماید. طومار زندگی ظالمان را توسط او درهم می پیچد. و بالاخره هر شیطان پلید را به دست او نابود می سازد. او فرزند بانوی کنیزان است که ولادتش بر مردم پنهان ماند و نام بردن (بیان نشانه) او بر آنان جایز نباشد، تا آنکه خداوند عزیز و جلیل ظهور او را فراهم نماید و به سبب وی زمین را پر از قسط و عدل سازد، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد.
و نیز به سند خود نقل می کند که از امام موسی کاظم علیه السلام پرسیدند که آیا شما قائم بر پا دارنده حق هستید؟
فرمود: انا القائم بالحق و لکن القائم الذی یطهر الارض من اعداء الله و یملاها عدلا کما ملئت جورا هو الخامس من ولدی له غیبه یطول امدها خوفا علی نفسه یرتد فیها اقوام و یثبت فیها آخرون.
من قائم و بر پا دارنده حق هستم. اما آن قائمی که زمین را از دشمنان خدا پاک می کند و زمین را بعد از آنکه از ظلم پر شده باشد، لبریز از عدالت می سازد، پنجمین از نسل من خواهد بود. او غیبتی خواهدداشت، طولانی، که از بیم جان خود نهانی می گزیند. در آن (غیبت) گروهی (از شیعیان) طریق ارتداد پیش می گیرند و گروههائی دیگر ثابت قدم می مانند.
سپس فرمود: طوبی لشعتنا المتمسکین بحبنا فی غیبه قائمنا الثابتین علی موالاتنا و البراءه من اعدائنا اولئک منا و نحن منهم قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه و طوبی لهم هم و الله معنا فی درجتنا یوم القیامه:
خوشا به حال آن شیعیان ما که در غیبت قائم ما به محبت ما تمسک جویند و به ولایت ما استوار، و از دشمنان ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آنان هستیم. ایشان در برابر امامت ما سر تسلیم و رضا نهادند و ما نیز از شیعه بودن آنان راضی و خشنودیم. خوشا بحال آنان، به خدا سوگند که آنان در روز قیامت در درجات ما میباشند.
به نقل از سایت راسخون
قائم ما كسی است كه وقتی قیام كند، در سن پیران و سیمای جوانان است... او چهارمین فرزند من است. خداوند او را در حجاب و پرده خود غائب كند، سپس ظاهرش نماید و زمین را به دست او از عدل و داد پر كند چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.
و
قال الامام الرّضا - علیه السلام - : لَوْخَلَتِ الاْرْض طَرْفَهَ عَیْن مِنْ حُجَّه لَساخَتْ بِأهْلِها.
«علل الشّرایع، ص 198، ح 21» به نقل از سايت انديشه قم
امام رضا- علیه السلام - فرمود: چنانچه زمین لحظه ای خالی از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو می برد.
الخلف من بعدی ابنی الحسن فکیف لکم بالخلف من بعد الخلف:
جانشین بعد از من، فرزندم حسن است. اما چگونه است شیوه شما با جانشین بعد از جانشین من؟
راوی گوید که عرض کردم: فدایت شوم، این را از چه رو می فرمائید؟
فرمود: لانکم لا ترون شخصه و لا یحل لکم باسمه:
زیرا شما او را نمی بینید و بیان نام (نشانه) او نیز برایتان جایز نیست.
راوی گوید که عرضه داشتم: پس چگونه او را یاد کنیم؟
فرمود: قولوا الحجه من آل محمد:
بگوئید: حجت آل محمد.
و نیز شیخ صدوق به سند خود از ایشان روایت می کند که فرمود:
صاحب هذا الامر من یقول الناس لم یولد بعد: صاحب این امر کسی است که مردم گویند:
هنوز بدنیا نیامده و بعد پا به عرصه جهان می نهد.
به نقل از سایت راسخون
امام جواد عليه السلام فرمودند:
«افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج»
برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.
كمالدين ج2 باب 36 ح 1
امام جواد عليه السلام می فرماید: قائم ما همان مهدی(عج) است. او كسی است كه در زمان غیبتش، واجب است انتظار كشیده شود و هنگامیكه ظهور كرد، اطاعتش كنند. او سومین فرزند از فرزندان من است. قسم به آن خدایی كه محمد(ص) را به نبوت مبعوث گردانید و ما را به امامت انتخاب نمود، اگر از عمر دنیا فقط یك روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی گرداند تا اینكه قائم ما در آن روز خارج شده و ظهور نماید. پس با ظهورش جهان را از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.
كمالدين ج2 باب 36
و
قالَ الإمام الجواد - علیه السلام - : یَخْفی عَلَی النّاسِ وِلادَتُهُ، وَ یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ، وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ، وَ هُوَ سَمّیُ رَسُول اللهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) وَ كَنّیهِ.
«وسائل الشّیعه، ج 16، ص 242، ح 21466»
امام جواد - علیه السلام - فرمود: زمان ولادت امام عصر - علیه السلام - بر مردم ـ زمانش ـ مخفی است، و شخصش از شناخت افراد غایب و پنهان است. و حرام است كه آن حضرت را نام ببرند; و او همنام و هم كنیه رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم است.
به نقل از سايت انديشه قم
شیخ کلینی به سند خود از ابی هاشم جعفری نقل می کند که به حضرت ابی محمد حسن بن علی علیهما السلام عرضه داشت: می خواهم از شما پرسشی نمایم، اما هیبت شما مانع از آن می شود. آیا مرا اجازه می دهید که سئوالم را از شما بپرسم؟
فرمود: بپرس.
گفتم: سرور من، آیا شما فرزندی دارید؟
فرمود: آری.
عرضه کردم: اگر واقعهای رخ داد، کجا از او جویا شوم؟ فرمود: در مدینه.
و نیز به سند خود از عمرو اهوازی نقل می کند که حضرت ابومحمد علیه السلام فرزندش را به من نشان داد و فرمود: هذا صاحبکم بعدی:
این صاحب شما بعد از من است.
و همچنین به سند خود از عمر نقل می کند که گفت: ابومحمد (علیه السلام) در گذشت و فرزندی از خود برجا نهاد.
شیخ صدوق در اکمال الدین به سند خود از ابی محمد حسن بن علی علیه السلام روایت می کند که فرمود: کانی بکم و قد اختلفتم بعدی فی الخلف منی اما ان المقر بالائمه بعد رسول الله صلی الله علیه و آله المنکر لولدی کمن اقر بجمیع انبیاء الله و رسله ثم انکر نبوه محمد صلی الله علیه و آله و المنکر لرسول الله کمن انکر جمیع الانبیاء لان طاعه آخرنا کطاعه اولنا و المنکر لاخرنا کالمنکر لاولنا اما ان لولدی غیبه یرتاب فیها الناس الا من عصمه الله عزوجل.
گوئی شما را می بینم که بعد از من درباره جانشینم به اختلاف پرداخته اید. آگاه باشید کسی که تمامی امامان بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله را اذعان داشته باشد، اما فرزندم را انکار ورزد، همانند کسی است که همه پیامبران الهی را اقرار نماید و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله را منکر شود و انکار کننده رسول خدا بسان منکر تمامی پیامبران می باشد. و به همین ترتیب انکار کننده آخرین ما در ردیف منکر اولین ما قرار دارد. هوشیار باشید که فرزندم را غیبتی است که مردم در آن به تردید دچار می شوند مگر آنکه خداوند صاحب عزت و جلال نگهدارش باشد.
و در همین کتاب به سند خود از محمد بن عثمان عمری، و او از پدرش نقل می کند که از امام حسن علیه السلام پرسیدند: از اجداد شما روایت شده که زمین تا روز قیامت از حجت خدا خالی نمی ماند. و نیز فرموده اند که هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مردهاست. آیا اینها صحیح است؟
امام علیه السلام فرمود: ان هذا حق کما ان النهار حق: اینها حق است همانگونه روز حق است.
به ایشان عرضه داشتند: ای فرزند رسول خدا، پس حجت و امام بعد از شما چه کسی است؟
فرمود: ابنی محمد هو الامام و الحجه بعدی من مات و لم یعرفه مات میته جاهلیه اما ان له غیبه یحار فیها الجاهلون و یهلک فیها المبطلون و یکذب فیها الوقاتون ثم یخرج فکانی انظر الی الاعلام البیض تخفف فوق راسه بنجف الکوفه:
فرزندم م ح م د امام و حجت بعد از من است. هر که بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است. آگاه باشید که او را غیبتی است که جاهلان در آن به حیرت می افتند و باطل پرستان به هلاکت و وقت گزاران دروغ می گویند. سپس (از پس پرده غیبت) بیرون می آید. گوئی به پرچمهای سفید می نگرم که در نجف کوفه بالای سرش در اهتزاز است.
به نقل از سایت راسخون
welcom to my weblog.