انتظار ظهور...

انتظار ظهور...

گويند غايبي و ندانند جاي تو
دل هاي عاشقان ظهور است جاي تو
در كوچه هاي خلوت دل در درون من
مانده است بوي نرگس و هم رد پاي تو
عشق ظهور و ظلمت دوران مرا كُشَد
آخر شود بيايي و ببوسم عباي تو؟
هان!گويم و بدان ز ياران آهنين
يك دانه هست و نيست دگر از براي تو
او مرد نيك نفس و بزرگي است هوشمند
كاندر زمان غيبت او هست جاي تو
من در نبود تابش نور الهيَت
دائم شنيده ام ز زبانش صداي تو
اين نائب جليل كه او در زمان ماست
يك نعمت عظيم بُوَد از خداي تو
نامش علي و خامنه اي شهرت وي است
ما پيرو علي و علي هم فداي تو
هرگاه يادت آمد و رد شد ز ذهن من
گفتم ظهور كن مهدي جان فداي تو
من دانم ار ظهور كني اين جهان شود
يكسر پر از عشق و عدالت سراي تو
صادق بگويمت كه منم عاشقت بيا
تا كند اين جهان را پر از عشق صفاي تو

شاعر:عرفان دادگرنیا

//disableSelection('poem168117'); color=getCookie('Poem_bgcolor');if(color!=null && color!=""){ChangeFontBGColor('areap',color);} color=getCookie('Poem_color');if(color!=null && color!=""){ChangeFontColor('areap',color);}

آرزوی ظهور

آرزوی ظهور
همه شب ز هجر رویت نظرم بر آسمان است
چه کنم که این دل من طلب ظهور دارد
تو بیا که از فراقت ز دو دیده خون ببارم
چه کنم که اشکهایم اثری دگر ندارد
دل آسمان گرفته ز جدایی رخ یار
تو بیا که باز بارد دل او ز شوق دیدار

شاعر:محمد نیکخواهی

کی ظهور می کنی؟

کی ظهور می کنی؟

التماس می کنم
انتظار می کشم

وعده داده بود،
دست های تو
تا از این زمین پست، این جهان مبتلا به درد
بر کَنَد تمام ریشه های ظلم را
ریشه کَن کند جریحه های جور را

کی ظهور می کنی؟
ای همیشه پر غرور
ای منادی حقیقت جهان
ای همیشه ایستاده در برابر نبرد های زور؛
کی صدای گریه های بی پناه
ناله های دردناک چشم های بی گناه
می رسد به انتها،
طاقتت تمام می شود

تا چه وقت قلب مهربان تو
پشت لحظه های بی عبور عشق
صبر می کند
کی ظهور می کنی؟
کی ظهور می کنی؟

شاعر: حسین ظهرابی

 

ـجــــــــــــــــانــــــــــــــــــم فـــــــــــــــــدای رهبـــــــــــــــــــــــــرـ

«ـجــــــــــــــــانــــــــــــــــــم فـــــــــــــــــدای رهبـــــــــــــــــــــــــرـ»

رقص برای خدا یا شیطان

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

رقص برای خدا یا شیطان

آیین رقص برای خدا یا خدایان از دیر باز جزء تاریخ بشریت بوده است اگر کتب تاریخی را نگاه کنیم صفحاتی از این نوع رفتار ها در مقابل خدایان مشاهده می نماییم به عنوان مثال سینوهه پزشک اخناتون[۱] در کتاب خاطراتش از مردم جزیره کرت می گوید که برای خدایشان می رقصیدند.

اکثر قبایل آفریقایی و سرخپوستان آمریکایی آیین های رقص بدور آتش و یا دیگر انواع آن را دارا می باشند

حتی پریدن از روی آتش که جزء آیین های چهارشنبه سوری ایرانیان  است نیز نوعی رقص برای آتش بوده است

تمامی فرم های هنرهای رزمی نوعی عمل موزون و به تعبیر غربی ها یک نوع رقصDance  به شمار می روند[۲] ، حتی فرم های نرم رشته هایی همچون تای چی چوان نیز نوعی هماهنگی با انرژی کیهانی و یا به تعبیر دیگر رقص برای انرژی طبیعت برای همرنگی ، همنوازی ، و همجهتی با طبیعت مادی است ، فرم های مختلفی که در ورزش های رزمی چینی و…  برای حیوانات ساخته اند را می توان نوعی تقلید از حیوان مورد نظر و یا با نگاه بدبینانه عملی در جهت رضایت یکی از خدایان حیوان نما دانست[۳]

در مراسمات مختلف شرق آسیا ، آئین رقص اژدها یا شیر وجود داشته و دارد

آیین ترقص برای خدا یک عمل عبادی محسوب می شود و بیانگر نهایت عشق و بندگی نسبت به خداست

در حال حاضر نیز شیطان پرستان برای خدای خود  می رقصند (البته آنهایی که واقعا به وجود شیطان باور دارند)

همانند مدونا خواننده کابالائیست که در یکی از موزیک ویدئو های منحصر به فردش برای شیطان رقصی آیینی انجام می دهد

 

 

برای مشاهده کلیپ به اینجا بروید

به تصاویر زیر از انیمیشن “چگونه یک اژدها را آموزش دهید How to train a dragon” نگاه کنید:

در این فیلم نقش اول داستان هر کاری می تواند برای جلب رضایت اژدها که در کتاب مقدس[۴] نماد شیطان است انجام می دهد ولی اژدها از او راضی نمی شود تا اینکه با راهنمایی های اژدها برای او رقصی آیینی انجام می دهد ، هر جا پایش را اشتباه می گذارد ، اژدها خشمگین شده و وقتی رقصش تمام می شود ، اژدها از او راضی می شود!

 

برای مشاهده کلیپ به اینجا بروید

تمامی انواع رقص ها در دوره معاصر نیز یک عمل رفتاری برای رضایت نفسانی شخص است ، خواه آن شخص در بیرون وجود ما باشد یا درون ما

در فیلم فولاد واقعی Real Steel [5]  نقش اول داستان مکس کنتون (داکوتا گویا) با یک ربات انسان نما (خدای آهنی) که  نمادی از خدایان یا شیاطین هستند می رقصد (توضیح: در این فیلم مبارزه خدایان یونان باستان و سایر اساطیر کهن در قالبی نو و به ظاهر آینده جهان بازسازی شده و به جای خدایان ارگانیک ، غیر ارگانیک یا ماورایی اینبار این خدایان ، آهنی می باشند و جالب اینجاست که اسامی ، طراحی ظاهر و ویژگی های این ربات ها بر اساس این خدایان یا شیاطین ساخته و پرداخته شده است)

 

 

برای مشاهده کلیپ به اینجا بروید

در انواع آیین های شبه عرفانی غربی و شرقی باستانی و نوپدید، حتی فرقه های تصوف اسلامی نیز گونه هایی از حرکات موزون و رقص که معمولا برای ایجاد خلسه بکار می روند وجود دارد

انواع رقص های آیینی یا محلی که در تمامی نقاط دنیا انجام می شوند حتی انواع غیر شهوتزای محلی در ایران که از نظر شرعی حرام نمی باشند ، نوعی رفتار موزون برای اهداف مورد نظرشان می باشند، البته رقص های شهوتزا از حیث تأثیرگذاری بر نفس بسیار با نوع غیر شهوتزا متفاوتند

از مهمترین آفات رقص های شهوتزا می توان به ایجاد تنش های روحی و عصبی و تبدیل آن به ملکات نفسانی که خوی و خصلت آدمی را ساخته و پرداخته می کنند و همچنین ایجاد و تشدید شهوت جنسی در بینندگان که خود مسبب بسیاری از ناهنجاری های روحی و روانی است و ابتدایی ترین اثر آن  از بین بردن معنویت و رأفت است را می توان اشاره نمود

اگر به این نکته توجه داشته باشیم که رقص های شهوتزا (که تقریبا اکثر انواع رقص های غربی را شامل می شوند) مورد نهی خداوند می باشند و هر کسی آنرا انجام دهد به دستور نفس اماره ، شیاطین یا خود ابلیس انجام داده و در نهایت اطاعت از ابلیس می باشد ، می توان ترقص هایی که مورد نهی پروردگار می باشند را به نوعی رقص و عبادت شیطان نامید ، خواه انجام دهنده بداند چه می کند و خواه به کنه عملش پی نبرد

حتی به نظر می رسد نماز نیز نوعی رفتار موزون  می باشد که انسان در برابر خداوند ابراز می نماید ، برخی ممکن است گمان کنند که چه نیازی به انجام این حرکات و یا قرائت عربی و … دارد ما همین که به خدا توجه نماییم کافی است ، مهمترین دلیل انجام نماز به شکل خاص مورد سفارش اسلام،  عمل به دستور خداوند برای کسب رضایت اوست یعنی چون خدا به ما گفته برای من اینگونه حرکت و عمل نمایید ، این اذکار را گفته و بدین صورت به من توجه باطنی نمایید ، ما برای ابراز محبت و اطاعت دربرابر خدا دقیقاً به همان شکلی که به ما فرمان داده نماز می خوانیم تا بصورت کامل به امر الهی عمل نموده  ، محبتمان را به او ابراز کنیم  و وی را از خود راضی نماییم

تمامی انواع رقص ها نیاز به تمرکزی قوی برای انجام صحیح عمل مورد نظر دارد

البته قابل توجه است که تمرکزی که انسان در نماز باید رعایت نماید به ظاهر عمل زیاد مربوط نمی شود بلکه مربوط به باطن آن که توجه به خدای متعال است می شود ، یعنی رقصی که مؤمنان در برابر خداوند یگانه انجام می دهند بیشتر برای ایجاد توجه به خداوند است و نیاز به حرکات پیچیده و سریع ندارد

اصولا خداوند یگانه که خدای پاکی ها ، معنویت و زیبایی هاست نخواسته تا بندگانش با حرکات سریع و تنشزا برایش عبادت نمایند زیرا که این حرکات ایجاد تنش و اختلال در آرامش روح و روان می نمایند و با از بین بردن حس معنوی و رأفت قلب باعث قساوت قلب می شوند بلکه خداوند آرامش را برای بندگانش خواسته زیرا که اینگونه حرکات آرام و با اطمینان و توجه قلب ، زیباتر و مفیدتر و برای ایجاد ارتباط باطنی ، قویتر  می باشند

از این روست که سجده نزدیکترین حالت بنده نسبت به خداست زیرا که از نگاه برون گرایانه خاضعانه ترین حالتی است که انسان می تواند در برابر مقامی برتر از خود که می خواهد به او احترام بگذارد انجام دهد و از نگاه درون گرایانه ،آرامش بخش ترین حالتی است که انسان می تواند با تمرکزی قوی با خداوند راز و نیاز و ابراز محبت نماید

البته برای جلوگیری از سوء برداشت ، دوباره یادآوری می کنم :

“مهمترین دلیل انجام نماز به شکل خاص مورد سفارش اسلام، عمل به دستور خداوند برای کسب رضایت اوست یعنی چون خدا به ما گفته برای من اینگونه حرکت و عمل نمایید ، این اذکار را گفته و بدین صورت به من توجه باطنی نمایید ، ما برای ابراز محبت و اطاعت دربرابر خدا دقیقاً به همان شکلی که به ما فرمان داده نماز می خوانیم تا بصورت کامل به امر الهی عمل نموده  ، محبتمان را به او ابراز کنیم  و وی را از خود راضی نماییم”

امیدوارم این نوشتار ، مفید و مورد استفاده محققان واقع گردد

فروردین ماه ۱۳۹۱

حجه الاسلام سید مهدی غفاری

دانلود “روش تحلیل فیلم های آخرالزمانی” – غفاری

باسمه تعالی

با سلام
کارگاه آموزشی “روش تحلیل فیلم های آخرالزمانی” جهت مشاهده و دانلود شما عزیزان در پایگاه اطلاع رسانی خورشید مغرب قرار گرفت

مدرس: حجه الاسلام سید مهدی غفاری
مکان: فرهنگسرای فولاد خوزستان
زمان: مرداد ماه ۱۳۹۰

مدت زمان سخنرانی ۱:۳۵:۰۰

فایل تصویری جهت دانلود راحتتر در سه بخش  قرار گرفت:

دانلود بخش اول  (۸۶ MB)  — لینک کمکی آپارات (۶۳٫۵ MB)

  دانلود بخش دوم (۸۶ MB)  — لینک کمکی آپارات (۶۹٫۵ MB)

دانلود بخش سوم (۸۵ MB)  — لینک کمکی آپارات (۷۲٫۱ MB)

دانلود فایل صوتی:   ۱۷ MB

(با توجه به تدوین آموزشی این اثر توصیه می شود فایل تصویری را ببینید)

تهیه و تدوین : پایگاه اطلاع رسانی خورشید مغرب

فریب ۲۰۱۲ و نابودی جهان / حجه الاسلام سید مهدی غفاری

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

فریب ۲۰۱۲ و نابودی جهان / حجه الاسلام سید مهدی غفاری

 

این روزها هرجا می روم از من درباره نابودی دنیا و یا ظهور امام زمان (عج) در تاریخ ۲۱/۱۲/۲۰۱۲ می پرسند!

از حدود ۵ سال پیش که اولین بار یک نفر از بنده این سوال را پرسید تا کنون در دانشگاه ها ، ادارات ، شرکت ها ، مدارس  و … هر جایی که سخنرانی دارم یکی از سوال های مخاطبین معمولاً همین مسئله است

و من مجبورم برای بار شاید صدم دوباره بنشینم و برای آن عزیزان توضیح بدهم و دلیل بیاورم که قرار نیست دنیا در این تاریخ از بین برود و ….

بنده در تعدادی از سخنرانی هایم مسئله فریب ۲۰۱۲ و نظم نوین جهانی را توضیح داده ام  و مفصلاً به بررسی دلایل قائلین و منکرین پرداخته ام و اینجا قصد ندارم تکرار مکرّرات کنم

اما برای اینکه این روزها فضای جامعه قدری ملتهب است و کسانی که سوال می کنند جواب صریح و سریع می خواهند بنده یک جواب به شما می گویم که هم مختصر است و هم در مدت کوتاهی می توانید برای دیگران توضیح دهید

دلایل قائلین به نابودی جهان:

۱- پیش بینی های علمی یا شبه علمی در مورد نابودی طبیعی (همانند به اوج رسیدن تشعشعات خورشیدی، ذوب یخ های قطب یا جابجایی قطبین بر اثر نزدیک شدن سیاره نیبیرو  NIBIRU، کسوف ۳ روزه  و …)

۲- اتمام تقویم مایاها

۳- پیشگویی های نوسترآداموس برنابودی جهان در ۲۰۱۲

پاسخ دلیل اول:

الف: هیچکدام از بلاهای طبیعی که می گویند ممکن است بر سر زمین بیاید قطعی نیستند و دانشمندان مختلفی بر رد آنها مقاله نوشته و اظهار نظر کرده اند

ب: برخی از این بلا ها همانند “به اوج رسیدن تشعشعات خورشیدی” باعث نابودی جهان نمی شود زیرا که این پدیده هر ۱۱ سال یکبار اتفاق می افتد و بار قبل هم در سال ۲۰۰۱ اتفاق افتاد که نهایت اتفاقی که می افتد بر امواج ماهواره ای تأثیراتی گذاشته و یا حداکثر باعث سرطان پوست برای عده ای از انسان ها می شود که در سواحل گرمسیری با بدن لخت ساعت ها مشغول آفتاب گرفتن هستند و یا درباره کسوف ذکر شده، اگر به وقوع بپیوندد! ، نه گیاهان در این چند روز از بین میروند و نه برق شهر ها! و نه … (فراموش نکنیم که در مناطق شمالی اروپا و  قاره آمریکا بخاطر زاویه تابش خورشید همه ساله گاهی در زمستان چند ماه شب است و یا در قطب شمال بعضاً شش ماه شب و شش ماه روز است)

ج: برخی دیگر از این بلا ها همانند نزدیک شدن سیاره نیبیرو و تأثیر جاذبه آن بر زمین همانند جابجایی قطبین زمین و یا آب شدن یخ های قطب و زیر آب رفتن خشکی ها (همانند فیلم ۲۰۱۲) و … اند . باید گفت که جابجایی قطبین زمین با اینکه بر خلاف عادت است اما بر خلاف طبیعت نیست و باعث گردش معکوس زمین می شود و خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد! (طلوع خورشید از مغرب ، همانند آنچه در روایات به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی(عج) ذکر شده است) اما اگر اینها را مربوط به آمدن سیاره نیبیرو بدانیم باید حالا حالا ها صبر کنیم ، بنده در کتابم ” خدایان باستان از منظری نو”[۱] ذکر کرده ام که کمترین احتمال بازگشت نیبیرو ۲۹۰۰ میلادی یعنی ۸۸۸ سال دیگر و طبق بررسی واقع بینانه تر تا حدود ۴۳۰۰۰۰  (چهارصد و سی هزار) سال دیگر هم اتفاقی که مربوط به آمدن نیبیرو باشد نمی افتد.

البته این نکته را هم ذکر کنم که وجود سیاره نیبیرو هنوز از نظر علمی اثبات نشده! و برخی از دانشمندان وجود آنرا منکر می شوند[۲]

در صص ۱۱۳- ۱۱۵ این کتابم بعد از آوردن نظر زکریا سیچین در خصوص پایان جهان ، آورده ام:

دو تاریخ چرخشی یکی زمان دایره البروجی(۲۱۶۰ساله) است و دیگری مدار ۳۶۰۰ ساله نیبیرو است (پایان روزها فصل ۱۶ ص ۳۲۳ )

حال نکته قابل توجه اینجاست که آخرین بازگشت نیبیرو  به محدوده تقاطع در۵۵۶ پیش از میلاد (بدون آمدن آنوناکی ها) در زمان آخرین پادشاه بابل Nabuna id (جانشینِ Nebuchadnezzer) که در حران (دور از بابل!) اقامت می کرد، بوده است.   (پایان روزها فصل ۱۲ ص۲۳۲)

پس دوره بعدی عبور نیبیرو ۳۰۴۴ میلادی است و بسیار با تاریخ ادعایی برخی رسانه ها یعنی ۲۰۱۲ فاصله دارد، البته سیچین درباره مدار ۳۶۰۰ ساله هم توضیحاتی می دهد و با اشاره به گریز یا انحراف مدار نیبیرو (همانند دیگر اجرام آسمانی مانند دنباله دار هالی) که برای نیبیرو ۵۰ سال ممکن است از دوره ۳۶۰۰ ساله اش کم یا زیاد شود ( یک مؤید هم جریان طوفان در ۱۰۹۰۰ سال پیش از میلاد است که در ۱۲۰ شار[۳] قبلی طوفان رخ نداد اما در آن زمان رخ داد یعنی نیبیرو از جایش کمی تغییر می کند ) عنوان می کند احتمال برخورد یکی از اقمار نیبیرو با اورانوس و  شاید دور کردن آن و  به پهلو خواباندن آن و جذب میراندا به اورانوس… هم می باشد که باعث تغییراتی در مدار نیبیرو و سرعت آن شده و مدارش را از ۳۶۰۰ سال به ۳۴۵۰ سال تغییر داده با این حساب تاریخ های بعدی (۱۰۹۰۰ پیش از میلاد: طوفان و آخرین بازگشت نیبیرو  به محدوده تقاطع در ۵۵۶ پیش از میلاد) توجیه می شوند که با این احتساب  تاریخ مراجعه بعدی ۲۹۰۰ میلادی است (رک به : پایان روزها فصل ۱۶ ص ۳۲۶ )

با توجه به گفته های قبل می بایست نزدیک شدن نیبیرو بر جاذبه و مغناطیس زمین تاثیر گذاشته در ۵۵۶ پیش از میلاد (آخرین بازگشت) همانند جریان توفان نوح و اتفاقاتی دیگر ذکر می شد اما در هیچ متن تاریخی اشاره ای به حادثه های مشابه توفان بزرگ در زمان های دیگر بازگشت نیبرو نشده است (و سیچین در صفحه ۳۲۳ فصل۱۶ کتاب پایان روزها ، هم عنوان می کند که در دفعات دیگر بازگشت نیبیرو، اتفاق بدی نیافتاده و دلیل آنرا انحراف از مدار یا گریز عنوان می کند) ، البته به نظر من ممکن است نیبیرو در این گردش ها و نزدیک شدن به زمین هر ۳۶۰۰ سال دقیقا در یک وضعیت با زمین نباشد مثلا بر اساس گردش سیارات دیگر و حایل شدن میان هم ، جاذبه آنها بر هم اثر کند اما مثلا هر۱۲۰ باری که نیبیرو به زمین نزدیک می شود دقیقا از جلوی زمین می گذرد که تاثیر بر جاذبه یا قطب های مغناطیسی زمین یا یخ های قطبی و … می گذارد

بر اساس توضیحات که ارائه گردید نظر من این است که در تواریخ ۳۰۴۴ یا ۲۹۰۰ میلادی هم هیچ اتفاق ناگواری که مربوط به نزدیک شدن نیبیرو باشد رخ نمی دهد زیرا از ۴۴۵۰۰۰ سال قبل که آنوناکی ها به زمین وارد شدند تا حدود ۱۳۰۰۰ هزار سال قبل (۱۰۹۰۰ پیش از میلاد) که طوفان بزرگ به وقوع پیوست هیچ اتفاق ناگواری که بر اثر بازگشت نیبیرو باشد گزارش نشده با اینکه ۱۲۰ بار نیبیرو به زمین و منظومه شمسی نزدیک شده است ، البته معلوم نیست چه میزان قبل از آن هم در بازگشت های قبلی باز هم اتفاق بدی نیافتاده، اگر شما به چرخه ای بودن تاریخ معتقدید با یک حساب سر انگشتی می توان نتیجه گرفت که حداقل تا ۴۳۲۰۰۰ (چهارصد و سی و دو هزار ) سال دیگر هیچ اتفاق ناگواری که به بازگشت نیبیرو مربوط باشد رخ نمی دهد[۴]

پاسخ دلیل دوم:

 مایاها در هیچ جایی از فرهنگ و تقویم هایشان به نابودی جهان در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ اذعان ننموده اند و نهایت چیزی که از یکی از تقویم های آنها می شود استنباط کرد پایان یک دوره تقویمی در این تاریخ و شروع دوره جدید است ( و نه پایان جهان آنگونه که در تبلیغات رسانه های صهیونیستی آمده) برای مطالعه در این خصوص مراجعه کنید به مقاله “پایان جهان از نگاه مایاها” از آقای فرشاد اشکبوس [۵]  ، ایشان به اشتباهات رایجی که درباره مایاها مطرح می شود اشاره  و با دلایل مختلف و از منابع و آثار بجا مانده از مایاها نظریه نابودی جهان از دیدگاه مایاها در ۲۰۱۲ را رد می کنند

پاسخ دلیل سوم:

 شاید در عصر حاضر از سخنان هیچکسی بیشتر از نوستراداموس در غرب سوء استفاده نشده است، هر از چند گاهی مقالات و فیلم هایی در غرب منتشر می شود که بر اساس  پیشگویی های نوستراداموس و یا متن کتاب مقدس (عهد عتیق و عهد جدید) یک تاریخ را به عنوان تاریخ پایان جهان اعلام می کنند اما با گذشت این تاریخ و رخ ندادن واقعه ای خاص همه ، این همه هیاهو را فراموش می کنند و کسی از صاحبان رسانه ها نمی پرسد که چرا به این شخص، اینقدر دروغ می بندید و از قولش هرچه می خواهید می گویید و یا اگر راست می گویید و در این کتب این مسائل آمده و بعد از گذشتن تاریخ مورد نظر هم هیچ اتفاق ناگواری رخ نمی دهد پس این کتب غیر معتبر بوده و غیر قابل اعتنا می باشند،  چرا آنقدر به این کتب غیر معتبرتان استناد می کنید و تواریخی برای قیامت ذکر می نمایید.

بعد از انقلاب اسلامی ایران فیلمی به نام ” مردی که فردا را دید” که در ایران به نام نوستراداموس معروف شد ، در غرب ساخته شد که می گفت بر اساس پیشگویی های نوستراداموس ” دنیا در قرن بیستم به پایان می رسد و دجال در ۱۹۹۶ ظهور می کند و جنگ آرماگدون و نابودی جهان اتفاق می افتد” اما دیدیم که هیچ اتفاقی نیفتاد

و یا در زمان جنگ جهانی دوم هر دو طرف متفقین و متحدین اعلامیه هایی با هواپیما بر سر مردم کشورهای روبرو می انداختند که در آنها با ذکر برخی پیشگویی های نوستراداموس اعلام می کردند بنا بر این پیشگویی ها ما در این جنگ پیروز میشویم!

اینها نمونه ای از سوء استفاده از این نام در غرب برای رسیدن به مقصود و تبلیغ افکار صاحبان قدرت است

 البته باید توجه داشت که پیشگویی های نوستراداموس که خودش مدعی ارتباط با وحی الهی نیست ، فاقد اعتبار و حجیت می باشند زیرا که الهامات و مکاشفاتی که انسان درک می کند از سه حال خارج نیست :

۱٫مکاشفات رحمانی و رؤیای صادقه  ۲٫مکاشفات نفسانی یا اوهام و خیالات  ۳٫ مکاشفات و الهامات شیطانی

حال اگر کسی توانست خودش را به عنوان پیامبر و یا جانشین الهی او ، با معجزات و دلایل قطعی اثبات کند و معصومیتش ثابت شد ، سخنش حق و از علم الهی و بدون اشتباه است (همانند انبیاء و ائمه اطهار (ع)) اما دیگران ممکن است به آنها الهاماتی شود ولی معلوم نیست از چه نوعی است و لذا برای ما حجیت ندارد ممکن است این پیشگویی ها حقیقت داشته باشند و یا سراسر کذب و یا بخشی حقیقت و بخشی دروغ و یا اشتباه باشد با توجه به این نکات این پیشگویی ها برای ما اعتبار ندارد و حتمی و قطعی نیست

اگر از مسائل پیش الذکر بگذریم و این پیشگویی ها را سراسر حقیقت بپنداریم و گمان کنیم که همه به واقعیت می پیوندند باز هم بنده با مطالعه کتاب نوستراداموس جایی را ندیدم که نوستراداموس به تاریخ ۲۰۱۲ اشاره ای کرده باشد!

مدعای قائلین به نابودی جهان در سال ۲۰۱۲  این است که در دهه اول قرن ۲۱ چند نقاشی در کتابخانه ای در اروپا ، در حین برگ زدن یک کتاب خطی ، پیدا شد که مربوط به نوستراداموس است و ثابت می کند دنیا در این تاریخ نابود می شود، این مدعا در فیلم مستندی با نام “نوستراداموس ۲۰۱۲ ” ارائه گردیده بود.

برای بررسی مختصر این ادعا باید به نکات زیر توجه کرد:

۱٫چطور ممکن است یک کتاب خطی در کتابخانه ای در اروپا وجود داشته باشد که چند صد سال از عمر این کتاب می گذرد و صدها بار تا حالا این کتاب حداقل برای بید زدایی و نظافت برگ زده شده اما تا قبل از این رویداد کسی از وجود این نقاشی ها بی اطلاع بوده است! ( آنها که از کتابخانه هایی که کتب خطی در آنها موجود است بازدید کرده اند می دانند که نسخ خطی بصورت دائمی نظافت می شوند تا از نابودی آنها جلوگیری شود) این نکته اصل وجود این نقاشی ها و حداقل قدمت آنها طبق این ادعا را زیر سوال می برد و شبه جعلی بودن آنها را مطرح می نماید

۲٫بر فرض وجود و قدمت و صحت این نقاشی ها ، در هیچ جای آنها تصریح به انتسابشان به نوستراداموس نشده است

۳٫بر فرض انتساب آنها به نوستراداموس ، از این نقاشی ها اتمام جهان در ۲۰۱۲ فهمیده نمیشود نه به صراحت و نه به کنایه ، و ادعا ها واقعاً همانند دلایل نچسب به مدعا نمی چسبند!

نکات پایانی

بعد از ذکر و رد کردن دلایل قائلین به اتمام جهان در ۲۰۱۲ به چند نکته مهم اشاره می نمایم:

۱-           دلیل اینکه این تبلیغات رسانه ای در فضای حاکم بر جهان مطرح می شود و مردم کشورهای غربی و به تبع آنها سایر نقاط جهان تحت تأثیر قرار می گیرند ، نگاه مسیحیت به مفهوم آخرالزمان است.

مفهوم آخرالزمان در مسیحیت: به معنای قیامت و رستاخیز مردگان است که با بازگشت عیسی(ع) برای داوری محقق می شود (صفحه آخر تاریخ جهان).

این نگاه مسیحیت به آخرالزمان و بازگشت عیسی(ع) برگرفته از کتاب مکاشفات یوحنا یکی از شخصیت های صدر مسیحیت است که سالهاست کتابش را در کنار انجیل در مجموعه کتاب مقدس مسیحیان گردآوری و چاپ می نمایند ! و همانطور که در بخش مربوط به نوستراداموس ذکر کردم بدلیل اینکه این شخص پیامبر یا امام معصوم نیست ما نمی توانیم باور پیدا کنیم که همه آنچه او پیشگویی کرده محقق می شود (معلوم نیست مکاشفاتش رحمانی ، نفسانی یا شیطانی بوده اند)

مفهوم آخرالزمان در اسلام: با بعثت پیامبر اسلام تا قیامت که مهمترین نقطه عطف آن ظهور ، تشکیل حکومت الهی و حوادث آن دوران است (فصل آخر تاریخ جهان ، همان فصل نتیجه گیری).

با توجه به این مسئله و اینکه مفهوم آخرالزمان در مسیحیت به مذاق صاحبان قدرت خوش آمده، در تمامی فیلم های هالیوودی حتی آنهایی که ضد مسیحیت هستند اگر بخواهند فضای آخرالزمان را تشریح کنند ، نابودی جهان و قیامت را نشان می دهند!

اما با توجه به اعتقاد ما مسلمانان به دین مبین اسلام ، آخرالزمان اسلامی و ظهور حضرت مهدی (عج) ، نباید ما به این تبلیغات رسانه ای اعتنا نماییم

۲-           دلیل این تبلیغات رسانه ای برای پایان جهان در ۲۰۱۲، پروژه نظم نوین جهانی   New World Order بود که اربابان قدرت و ثروت و صهیونیست های جهان خوار می خواستند در این سال جهان را به نابودی و جنگ بکشانند و با از بین بردن مسلمانان و بعد سایر ادیان ، جهان تک حکومتی خود را که یک حکومت شیطانی به پادشاهی دجال آخرالزمان است بر سراسر گیتی ایجاد نموده و طبق این ادعا در این جهان ، به غیر یهودیان صهیونیست و بردگانشان نباید کسی زندگی کند!

بدین منظور برای ایجاد آمادگی و پذیرش این نبرد ها ، فضای آخرالزمانی را به شدت در رسانه هایشان تبلیغ نمودند تا اگر جهان بصورت طبیعی نابود نشد (که نمی شود) با ایجاد جنگ هایی جهان را به سمت نابودی بکشانند و مردم دنیا بعد از آن همه تبلیغات نسبت یه این جنگ ها پذیرش داشته باشند و پیش خودشان باور داشته باشند که این اقتضای آخرالزمان است که جهان نابود شود و یا این حتمی است و این مقدّر شده و …. و ما نمی توانیم برای جلوگیری از آن کاری بکنیم!

سران شیطان خواه جهانی طرح هایی برای از بین بردن جهان به روش های شبه طبیعی از جمله ایجاد زلزله ها ، توفان ها ، سیل ها ، خشکسالی ها ،تحریک آتشفشان ها به فوران ، بیماری و … بوسیله پروژه های همچون هارپ HAARP یا آزمایشات درون زمینی هسته ای و یا تولید بیماری ها و ویروس ها در آزمایشگاه های نظامی و … دارند.

در مقاله “انقلاب اسلامی و پارادایم های متناقض” توضیح داده ام که: پروژه نظم نوین جهانی ، بازگشت یا حمله موجودات فضایی ، برتری اقتصادی چین ، بحران اقتصادی ، فروپاشی ایالات متحده و اتحادیه اروپا و … همگی در جهت تشکیل اسرائیل بزرگ و جنگ های آخرالزمانی و مقدمه ای برای جهان تک حکومتی شیطانی است[۶]

اما آنها باز هم قدرت پروردگار را فراموش کرده بودند و این بیداری اسلامی در کشور های منطقه و کشیده شدن این اعتراضات به نقاط مختلف اروپا و آمریکا بنا بر پیش بینی ها و تلاش های محقق شده و به ثمر نشسته مقام معظم رهبری ، باعث شد که سران صهیونیسم از این واقعه احساس خطر کنند و باز هم دست به عصا پیش بروند تا حکومت های عنکبوتی و سستشان از دستشان خارج نشوند

بنده از ابتدای آغاز بیداری اسلامی در این چند سال اخیر در سخنرانی های متعدد در مجامع دانشجویی و … اعلام کرده بودم اگر این بیداری اسلامی و انقلابات مردمی بر علیه اهداف صهیونیسم در جهان ادامه داشته باشد پروژه نظم نوین جهانی تا سالیان درازی به تعویق خواهد افتاد  ونشانه آن هم این است که این اواخر برخی از محققین شبه علم تاریخ هایی همانند ۲۰۲۵ و ۲۰۵۰ و … را برای نابودی جهان اعلام می نمایند!

۳-           اتفاقات بسیار ناراحت کننده میانمار و کشتار مسلمان مظلوم این کشور به دست بودایی های افراطی بر اساس طرح از بین بردن مسلمان جهان (در راستای نظم نوین جهانی) در سال ۲۰۱۲ رخ داد و هم اکنون فتنه شام[۷] نیز بر این مبنا اجرا می شود

فتنه شام که با حمله وهابی ها (مسلمانان صهیونیست) به مسلمانان مظلوم سوریه (شیعیان و اهل سنت سوریه) و کشتار وحشیانه آنها و حمله نظامیان صهیونیست به مردم مظلوم فلسطین اتفاق افتاد نیز در ادامه این طرح شیطانی است ، امیدواریم همانگونه که خدواند این فتنه اخیر و جنگ در غزه را با خواری صهیونیست ها و پیروزی مسلمان و مستضعفین به پایان رساند ، فتنه سوریه را نیز در جهت رهایی مسلمانان از چنگال خونین وهابیون و ارهابیون (تروریست ها)  ، و مسلمانان میانمار را از دست بودائیون صهیونیست نجات بخشد و همگی مظلومین عالم از زیر بار ظلم شیطان پرستان عالم رهایی یابند

ما امیدواریم سران غاصب و نژاد پرست صهیونیسم جهانی هیچ وقت نتوانند پروژه نظم نوین جهانی مورد نظرشان را به اجرا درآورند و بیش از این در سراسر جهان ظلم و جنایات را گسترش دهند چرا که جهان گنجایش ظلم بیش از این را ندارد و تمامی مستضعفین جهان از این وضع اسفبار موجود جهانی به تنگنا آمده اند و دست بدعا برداشته و از خدا طلب منجی الهی می نمایند و ما آرزو داریم در دوره حیاتمان شاهد ظهور مولایمان حضرت حجه ابن الحسن العسکری (عج) باشیم.

آذر ماه ۱۳۹۱

حجه الاسلام سید مهدی غفاری

خداشناسی بزبان ساده

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

خدا شناسی به زبان ساده[۱] (بخش اول و دوم)

 

برهان فطرت

برای پی بردن به وجود خداوندی که ما و همه هستی  را آفریده و ما نیاز به برقراری ارتباط  با او، ستایش ، پرستش و کمک گرفتن از او داریم هیچ دلیلی به اندازه فطرت به ما اطمینان نمی دهد هر انسانی در قلب و روح خود خدا را شناخته و به او عشق می ورزد همان خدایی که تمام هستی را خلق نموده تا ما در آسایش بوجود آمده ،زندگی کنیم ، هم او که به ما آنچه نیاز داشتیم را هدیه داد تا بتوانیم لذت زنده بودن را درک کنیم از خلق تک تک سلول های بدن مان تا غذایی که می خوریم و هوایی که تنفس می کنیم تا دستگاه های حیاتی بدن که با آنها از این امکانات (مثلا اکسیژن با دستگاه تنفسی و شش ها) بهره می بریم تا تمام کائنات و ذرات درون اتمی همه و همه برای راحتی زندگی ما فراهم آمده است ، هم او که همانند پدری دلسوز و مادری مهربان همیشه مراقب و ناظر ماست و هرجا به کمکش نیاز داشته ایم و از وی کمک خواسته ایم دریغ ننموده است ، هر انسانی خدا را احساس می نماید و با او رابطه برقرار می کند و هرچقدر قلب انسان پاک تر و روح او سبکبار تر باشد با خدای خود راحت تر و بهتر رابطه برقرار می کند و می تواند او را کاملتر شناخته و درک کند این نوع شناخت را گاهی برهان فطرت برای پی بردن به وجود خداوند می نامند، اما متأسفانه برخی از انسان ها بدلیل نافرمانی ها ، تیره کردن روح و  قساوت قلب که با ارتکاب گناهان و آزار دادن بندگان خدا ایجاد می شود این حس فطری برای درک خداوند متعال را با پرده ای از حجاب های جهل و گناه پوشانده و قلبشان سراسر تردید می گردد تا جایی که وجودشان را خشم و کینه و حسد و نفاق و کفر می پوشاند و هیچ نقطه پاکی در آن مشاهده نمی گردد لذا هرچیز خوب و معنوی را انکار نموده و فقط به غرایز حیوانی خود تمایل نشان می دهد این افراد کسانی هستند که دیگر قابلیت هدایت ندارند و حتی حاضر به فهمیدن نظر مخالف خود نیستند تا آن را سنجیده و درست و غلط آنرا تشخیص دهند این افراد همان هایی هستند که قلبشان مرده است و با مرگ جسمشان واقعیات هستی را می فهمند

برای شناخت و پی بردن به وجود خداوند دلایل زیادی وجود دارند برخی از آنها حسی و برخی دیگر عقلی هستند که اطمینان قلبی را بیشتر می نمایند و باور انسان را قوی تر می کند

برهان نظم

به گوشی موبایل یا ساعت خود نگاه کنید آیا امکان دارد قطعات فلزی و پلاستیکی آن بدون هیچ دلیلی ، بدون وجود هیچ شخصی و بصورت کاملا تصادفی به هم برخورد کنند و یک مجموعه هوشمند و منظم مانند گوشی موبایلتان را تشکیل دهند ؟

هیچ انسانی (اگر قدرت تعقل داشته باشد!) اینگونه نمی اندیشد بلکه براحتی می فهمد که این قطعات ریز و حساس را شخص عالمی با علم به کاربرد هر کدام ار آنها در جای خاصی قرار داده و آنها را منظم نموده است

این شخص به وسیله ای که می خواسته بسازد  علم کافی داشته و قدرت کافی هم برای منظم نمودن این وسیله داشته است، شما اگر فقط بدن خودتان را در نظر داشته باشید از بیش از هشت میلیارد سلولی که هر کدام در جایگاه خود قرار گرفته، کارشان را به خوبی انجام می دهند تا شما زنده باشید ، دستگاه های حیاتی بدن را در نظر بگیرید همه این ها از دو سلول اولیه ایجاد می شوند هرکدام می دانند که باید به چه سلولی تقسیم شده و باید چه کاری را انجام دهند حال شما با این مقایسه به کل هستی از ریز ترین ذرات تا بزرگترین مجموعه های آن نگاه کنید

دانشمندی خداپرست بود و دوستی داشت که منکر وجود خدا و خالق برای هستی بود و می گفت ما و همه هستی با یک تصادف بوجود آمده ایم، روزی این دانشمندِ خدا پرست ، دوست کافر خود را به خانه اش دعوت نمود ، او را به کارگاه اختراعاتش برد، ماکتی از منظومه ی خورشیدی به او نشان داد که بسیار زیبا و دقیق بود، با یک حرکت چرخ دستی ، همه کرات می چرخیدند و منظره زیبایی به نمایش در می آمد، دوست او با دیدن این ماکت زیبا شروع به تمجید از این اختراع نمود و دانشمند را تحسین کرد، بعد از اینکه حرفای او تمام شد ، دانشمند گفت : این ماکت را من درست نکرده ام و کسی دیگر نیز آنرا درست نکرده است بلکه بر اساس یک تصادف، چند قطعه چوب ، فلز و پلاستیک به هم برخورد نموده و این ماکت را ایجاد کرده است! دوست او از صحبت های دانشمند متعجب شد و گفت : امکان ندارد که تعدادی قطعه خام به هم برخورد کند و اینچنین مجموعه منظم ، زیبا و دقیقی درست شود که مدل زیبایی از منظمومه خورشیدی است، شخص کافر به اینجای حرف هایش که رسید ، دانشمند گفت : چطور تو معتقدی که این ماکت و نمونه کوچک حتماً باید سازنده ای داشته باشد تا آنرا ساخته و منظم کند اما جهان هستی و اصلی که بسیار زیباتر و دقیقتر ، و از همه مهمتر واقعی است را بدون خالق و ناظم می پنداری!؟ دوست کافر با شنیدن این سخنان به فکر فرو رفت و همان جا نشسته اقرار کرد که من اشتباه می کردم و حالا به وجود خالق و ناظم هستی ایمان آوردم.

بوسیله برهان نظم ، وجود ناظمی (نظم دهنده) برای هستی اثبات می شود، کسی که هم علم به هستی ای که می خواهد خلقش کند و نظمش دهد دارد و هم قدرت بر خلق و نظم دهی دارد پس برهان نظم وجود خالق و خدایی ناظم ، عالم و قادر را اثبات می کند

برهان ضرورت و امکان [۲]

وجود هر پدیده نیازمند پدیدآورنده خود است، به مثال زیر توجه کنید:

به برگی که در حال افتادن از درخت است نگاه کنید، افتادن برگ دلیل و علتی دارد  مثلا باد می وزد و برگ را از شاخه به زمین می اندازد[۳]  ، باد علت افتادن برگ است و افتادن برگ ، معلول آن ، اما خود باد نیز نیاز به علت دارد و علت آن مثلاً جابجایی طبقات هوا و جوّ است با این نگاه ، باد که علت پدیده بعدی بود نسبت به قبل از خود پدیده و معلول است، جابجایی طبقات گرم و سرد جوّی نیز پدیده و معلول علت دیگری است که گرما و حرارت خورشید است پس این جابجایی برای بعد از خود ، علت و برای قبل از خود معلول است ، شما می توانید همینطور هزاران علت و معلول را در طول هم بشمارید  که هر کدام برای بعد از خود علت اند و برای قبل از خود معلول و پدیده به شمار می آیند تا اینکه به وجود خداوند متعال می رسیم  که در رأس همه علت ها قرار دارد

پرسش: شما به درستی سلسله علت ها و معلول ها را بیان نمودید اما چرا آنها را منتهی به وجود خدا نمودید؟ به بیان ساده تر چرا برای خدا علت در نظر نمی گیرید؟ علت و پدیده آورنده خدا چیست؟

پاسخ: وجود هر پدیده نیازمند به علت و پدیدآورنده ی خود است و وجود پدیدآورنده ، مسبوق و زودتر از پدیده ی خود است؛ پس هیچ پدیده ای بوجود نمی آید ، مگر آنکه پدیدآورنده و علت آن زودتر از خود او به وجود آماده باشد.

اگر سیر پدیده ها و پدیدآورنده ها به خداوند ختم نشود و بی نهایت باشد(تصویر الف) ، بدلیل آنکه وجود پدیدآورنده می بایست زودتر از پدیده خود بوجود آید ، هر پدیده منتظر می ماند تا قبل از خودش علتش محقَّق شود و آن هم نسبت به قبل از خود و همینطور تا بینهایت علتها و معلول ها منتظر بوجود آمدن می ماندند و هیچ چیزی در عالم بوجود نمی آمد

پس ما از وجود پدیده های بیشمار در اطرافمان در عالم متوجه می شویم که سیر این پدیده ها و پدیدآورنده ها به ناچار می بایست به وجودی برسد که آن وجود نیازمند علت نباشد به عبارت دیگر او علت همه علتها و ضروری الوجود[۴] است و اوست که خلقت را شروع نموده و این سیر پدیده ها و پدیدآورنده ها را آغاز کرده تا به ما رسیده اند ما این وجود را خدا می نامیم (تصویر ب) همچنین روشن می شود که خداوند بی نیاز مطلق است زیرا اگر به کسی یا چیزی نیاز داشت به همان اندازه نسبت به آن شیء  ، معلول و پدیده بود و آن شیء در مرحله قبل از او وجود داشت و دیگر این وجود مورد نظر ، آن وجود ضروری و خدا نبود بلکه یکی از علتهای واسطه ای بود، پس با همین برهان، بی نیاز مطلق بودن و غنی بودن خدا ثابت می شود (یعنی خدا به هیچ چیز و هیچ کسی نیاز ندارد درصورتی که همه به او نیازمندند ، پس براحتی جسم نداشتن خدا نیز از این توضیحات معلوم شد زیرا ، جسم داشتن محدودیت است چون جسم در مکان و زمان محدود می گردد و به آنها نیازمند است یعنی اگر خدا جسم داشت به آن نیاز داشت و خدا بی نیاز مطلق است پس خدا وجودی بدون جسم است)

 

برای مشاهده عکس در اندازه بزرگتر بر روی آن کلیک کنید

(توضیح: اگر این وجود-خدا- هم نیازمند به علت بود ، پس او ضروری الوجود و خدا نبود بلکه یکی از علتهای میانی بود ، باز هم این سیر رو به بالا ادامه می یافت و همانطور که گفته شد با توجه به مسبوق بودن علت نسبت به معلول، هیچ چیز در عالَم ایجاد نمی شد اما ما از وجود پدیده های ایجاد شده در عالم پی می بریم که این سیر پدیده ها و پدیدآورنده ها به وجودی می رسد که وجودش ضروری و حتمی باید باشد و خودش هم نیاز به پدیدآورنده نداشته باشد)

ضروری الوجود یعنی وجودی که حتما باید باشد و عقلاً امکان ندارد که وجود نداشته باشد به همان دلیلی که بالا توضیح دادیم[۵]

با توجه به آنچه گفته شد با اثبات برهان ضرورت و امکان این موارد ثابت می شود:

۱-    اثبات وجود داشتن خدا

۲-    اثبات اینکه خود خدا نیاز به آفریننده ندارد

۳-    اثبات بی نیاز مطلق بودن خدا

۴-    اثبات جسم نداشتن خدا

برهان یگانگی خدا

بعد از بیان برهان های گذشته و اثبات وجود داشتن خدا ، این سؤال پیش می آید که چه دلیلی بر یکتا بودن و یکی بودن خداست؟ مثلاً مسیحیان معتقدند که خداوند در عین یکی بودن سه تاست[۶]: خدای پدر ، خدای پسر (عیسی) ، روح القُدُس (جبرئیل)

پاسخ: توحید ذاتی و یگانگی خدا به دو معناست:

احدیت الذات : یعنی خداوند بسیط است و دارای اجزاء نیست (خداوند مرکب از چند جزء و قسمت نیست بلکه یک وجود یکپارچه است)

واحدیت الذات: یعنی خداوند یگانه است و مثل و مانند ندارد (وجود دیگر یا خدای دیگری مانند او نیست، چند خدا وجود ندارد)

بساطتِ ذات خدا (احدیت):

هرچیزی که از اجزایی تشکیل شود به آنها نیاز دارد مثلاً بدن ما از چند دستگاه حیاتی مانند گردش خون و تنفس و … تشکیل شده پس به آنها نیازمند است ، دستگاه های حیاتی ما از اعضایی مانند شش و نای و … تشکیل شده اند پس به آنها نیازمندند، این اعضا از سلول هایی تشکیل شده اند و اگر این سلول ها نبودند این عضو تشکیل نمی شد پس به آنها نیاز دارند، این سلول ها از موادی ترکیب یافته اند و …. بنابراین هرچیزی که از اجزایی تشکیل شود به جزء ها و قسمت هایش نیازمند است ، و ما در برهان ضرورت و امکان ثابت نمودیم که خداوند بی نیاز مطلق است  و به چیزی نیاز ندارد پس ثابت می شود که خداوند بسیط است و ترکیب یافته از چند قسمت و جزء نیست (با این توضیح نیز جسم نداشتن خدا معلوم می گردد ، زیرا جسم از اجزاء تشکیل یافته است و مرکب می باشد و ما ثابت نمودیم خدا بسیط است و از چند جزء تشکیل نشده است)

وحدانیت و یگانه بودن خدا:

خداوند یکتاست و همانندی ندارد زیرا اگر چند خدا وجود داشت ، این خدا ها می بایست اشتراکات یا تفاوت هایی داشته باشند(شما وقتی چند چیز را در نظر بگیرید این اشیاء با هم شباهت ها یا تفاوت هایی دارند) ، پس اگر اشتراکات یا تفاوت هایی داشته باشند یعنی ترکیب یافته از چند جزء هستند که این اجزاء با هم شباهت یا تفاوت دارند در صورتی که ما در برهان بساطت ذات، ثابت کردیم که خداوند ترکیب یافته از اجزاء و قسمت هایی نیست بلکه یک وجود یکپارچه است، بنابر این نتیجه می گیریم امکان ندارد در کنار خداوند ، خدای دیگری هم وجود داشته باشد و خداوند، یگانه (واحد) است

اگر منظور مسیحیت از تثلیث و سه خدایی، ترکیب شدن یک خدا از سه جزء است که ما  در برهان بساطت ذات خدا، ثابت کردیم که خداوند ترکیب یافته نیست بلکه یک وجود بسیط و یکپارچه است و اگر منظورشان این است که چند خدای جدا از هم وجود دارد که در برهان واحدیت ثابت شد که خدا واحد است و هیچ خدای دیگری وجود ندارد، بنابراین این اعتقادِ دینهایی که چند خدا برای عالم در نظر می گیرند، جنبه عقلانی نداشته و اشتباه است

خداوند در سوره توحید این دو برهان را به اختصار در دو آیه آورده است:

قل هو الله احد :بگو او الله است که یکتاست(وجودش مرکب نیست، وجودش بسیط است: احدیتِ ذات خدا)

و لم یکن له کفوا احد :و هیچکسی همانند او نیست(خدای دیگری وجود ندارد،یگانه است، واحدیتِ ذات خدا)

توحید در خالقیت

آیت الله جعفر سبحانی دراین باره می گوید : منظور از توحید در خالقیت و حصر آن در ذات خداوند این است که تنها خالق بالاستقلال که در خالقیت خود نیازمند موجود دیگری نیست، خداوند است، بنابراین خالق بودن موجود دیگر، چنانچه به اذن و قدرت خداوند باشد، با این توحید منافات ندارد.کما اینکه تمام افعال وآثار موجود نیز به اذن و قدرت اوست این خداوند است که سببّیت سوزاندن را به آتش داده است و آتش به اذن او می سوزاند. با این تفسیر روشن می شود که بین آیاتی که خالقیت را در خداوند منحصر کرده اند با آیاتی که قانون علیت را مطرح می کنند تنافی وجود ندارد شاهد آن هم این است که در برخی آیات پس از آنکه آثار را به موجودات نسبت می دهد دوباره همان ها را به خداوند نسبت می دهد مانند آیه ۴۸ سوره روم و آیه ۱۷ سوره انفال.[۷]

همانطور که در برهان ضرورت و امکان ، اثبات شد ، خداوند بی نیاز مطلق است و به هیچ چیز و هیچ کسی نیاز ندارد بنابراین تنها خالق خداوند است و هرچیزی نیز به ظاهر توسط برخی علت های واسطه ای ایجاد شود در واقع به اراده الهی بوجود آمده است

توحید در ربوبیّت

“کلمه ربّ در لغت به معنای تصرف کننده و اداره کننده است یعنی تنظیم کننده امور تا نتایج مطلوب از آنها حاصل شود”[۸]

“از جمله روابطی که بین خدا و خلق لحاظ می شود این است که مخلوقات نه تنها در اصل وجود و پیدایششان نیازمند به خدا هستند بلکه همه شئون وجودی آنها وابسته به خدای متعالی است و هیچگونه استقلالی ندارند و او به هر نحوی که بخواهد در آنها تصرف می کند و امورشان را تدبیر می نماید

شئون مختلف ربوبیت را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: ربوبیت تکوینی که شامل اداره امور همه موجودات و تأمین نیازمندی های آنها و در یک کلمه کارگردانی جهان می شود و ربوبیت تشریعی که اختصاص به موجودات ذی شعور و مختار دارد و شامل مسائلی از قبیل فرستادن انبیاء و نازل کردن کتب آسمانی و تعیین وظایف و تکالیف و جعل احکام و قوانین می گردد”[۹]

دلائل توحید در ربوبیت

  1. تدبیر و اداره عالم از خلقت و آفریدن آن جدا نیست

اداره و تدبیر عالم هستی در واقع ادامه همان آفرینش و ایجاد است، مثلا تدبیر و ربوبیت گُل ، عبارت است از ایجاد آن از راه ترکیب کردن عناصر و تولید آن و سپس تولید اکسیژن بوسیله آن و دیگر اعمال فیزیکی و شیمیایی که همه آنها نوعی خلقت و ایجاد است

  1. انسجام و ارتباط کامل بین اجزای عالم

در میان موجودات عالم نظم واحد و ارتباط محکم وجود دارد و روشن است که این نظم و ارتباط قوی بین موجودات عالم از خلقت اصل آنها و عالم هستی جدا نیست و تمام این ها تحت نظر خالق و مدبّر واحد است[۱۰]

دلیلی ساده در اثباتِ بنده بودن و خدا نبودنِ حضرت عیسی (ع) :

مأمون خلیفه ظالم عباسی برای اینکه مسمانان از گرد امام رضا(ع) پراکنده شوند، هر از چند گاهی دانشمندان و علمای ادیان مختلف را به قصرش دعوت می نمود و با برپایی مناظرات علمی قصد داشت تا در این جلسات، امام رضا(ع) توسط یکی از علمای ادیان دیگر شکست خورده و بدینگونه شیعیان و مسلمانان اعتقادشان را به او به عنوان جانشین پیامبر(ص) و داناترین انسان، از دست بدهند ، در یکی از این جلسات امام رضا(ع) بر اساس کتب تورات و انجیل به علمای یهودی و مسیحی ثابت نمود که پیامبرانشان مژده آمدن پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) را داده اند و از پیروانشان خواسته اند بعد از بعثت پیامبر اسلام(ص) به او بگروند بعد از این صحبت ها و قبول حرف های امام، در انتها امام، جمله ای دیگر فرمودند، امام عنوان نمود که حضرت عیسی(ع) بسیار پیامبر خوبی بود اما یک اشکال داشت که کم نماز می خواند و کم روزه می گرفت! رهبر مسیحیان با شنیدن این سخن گفت : ای امام رضا(ع) ما هرچه از شما شنیدیم صحیح بود و نشان دهنده فضل و علم شما بود اما این سخن آخر شما را قبول نداریم زیرا در تاریخ ماندگار شده است که عیسی بسیار اهل عبادت بود و اکثر اوقات روزه می گرفت و نماز می خواند؛ رهبر مسیحیان به اینجا که رسید ، امام فرمود : برای چه کسی روزه می گرفت و نماز می خواند!؟[۱۱]

رهبر مسیحیان به فکر فرو رفت و منظور امام را از گفتن این جملات فهمید؛ اگر عیسی خداست پس معنی نمی دهد که برای خودش نماز و روزه و عبادت انجام دهد، و اگر اهل عبادت بوده پس معلوم می شود او بندگی خدای متعال را می نموده و  بنده ی خدا بوده نه جزءِ خدا یا خدایی در کنار خدا ! ما بندگان و مخلوق های خدا نیاز به عبادت کردن خدا داریم تا به او نزدیک شده مقامات معنوی کسب نماییم و روح مان به مراتب عالی هستی برسد

حضرت عیسی(ع) همانند حضرت محمد(ص) و دیگر پیامبران الهی ، بنده ی محبوب و مقرَّب خدا  و فرستاده او بود.

امام رضا(ع) به این سادگی و بدون آوردن دلایل فلسفی یا عقلی پیچیده، ثابت نمود که خدایی جزء خدای یگانه نیست و دیگران همه مخلوق و بنده ی خدایند.

اسفند ماه ۱۳۸۹

حجه الاسلام سید مهدی غفاری